تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
كشور جنگ نديده است ، اما هگل و نيچه و شوپن هاور هنوز در مغز نژاد ژرمن خواه خوب خواه بد كارگر است . بهر حال نمود دانش از عوامل مؤثر اساسى در زندگى اجتماعى ما است . اگر آن نمود داراى اساس واقعى باشد ، از محيط و زمان معين تجاوز مىكند و نسلها در پيش برد اجتماع سهم بسزايى به عهده مىگيرد و بالعكس اگر آن نمود داراى پايه و اساس نباشد و مقدارى از عوامل بتواند در حفظ آن نمود مؤثر باشد ، بدون ترديد اثر ضرربار به جوامع و شايد نسلها وارد بسازد . نكتهء مهمى را كه جلال الدين به عنوان اثر فردى ادعاهاى بىاساس متذكر شده است ، اين است كه اين مدعيان دروغين :
« شاخ رحمت را ز بن برمى كنند . »

زيرا آن ادعاى دروغين مانند نشان دادن اشتهاى كاذب ، سيرى كاذب را بر مدعى تلقين مىكند و به وسيلهء تجسيم و تلقين تدريجاً نقص خود را فراموش مىكند ، وقتى كه نقص خود را فراموش كرد ، ديگر در صدد تحصيل كمال بر نخواهد آمد . ادعاى سيرى به اضافهء اين كه خود انسان را گرسنه نگه مىدارد ، بر گرسنگان حقيقى اجتماع هم تلقين مىكند كه گرسنگى خود را بفراموشى بسپارند و حق حيات خود را با دست خويشتن پاى مال بسازند . بلى نكتهء ديگرى وجود دارد كه عبارت است از شايستگى اظهار نعمت خداوندى و رضايت و خوشحالى به الطاف الهى ، چنان كه در آيه‌اى از قرآن مجيد تذكر داده شده است . « وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ 93 : 11 . » ( 1 ) ( اما نعمت خدايت را باز گو كن ) . نه براى خود نمايى و شكنجه دادن به كسانى كه فاقد آن نعمتند ، بلكه در آن موارد كه اظهار نعمت الهى موجب خوشحالى و

هامش
( 1 ) سوره الضحى ، آيهء 11 . .