تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
به آن مزيت به معرض نمايش نگذارد ، مخصوصاً در آن موارد كه واقعاً فاقد نعمت است دانش نيندوخته دم از دانش نزند ، با شكم گرسنه از اشباع از غذاهاى خوشگوار نلافد ، بدون تزكيه و تصفيهء روح دعواى رهروى ننمايد . اين دروغها در هر دو صحنهء فرد و اجتماع موجب ضررها مىگردد ، از آن جمله : موقعيت حقيقى آن مزايا ( دانش و مادهء معيشت و تربيت روحى ) در نظر خود ادعا كننده و افراد اجتماع مختل و مشوش مىشود و ارزش واقعى خود را از دست مىدهد . ادعاى دانش بدون واقعيت است كه افراد بىصلاحيت را به اظهار نظر در عالىترين و غامضترين مسائل وادار مىسازد و براى اشباع حس خود نمايى جهانى را سر در گم و تيره روز مىكند . آن آتش بىدادگرى كه مدعيان دانش در دودمان فرهنگ واقعى انسانها شعله ور ساخته‌اند ، خيلى سوزاننده تر و مخربتر از آتشهايى بوده است كه جنگهاى خانمان سوز نصيب بشريت كرده است ، زيرا هيزمى را كه آتش مدعيان دانش شعله ور مىسازد ، ارواح آدميان است كه ممكن است نسلهاى فراوانى را بسوزاند و خاكستر كند ، مثلًا روش فيلسوفانهء ولترها با اين كه تنها نويسندگان زبر دستى هستند امروز هم در مغز افراد كارگر مىشود . هميشه آتش جنگ معمولًا كسانى را مىسوزاند كه با آنها تماس گرفته است . جنگ دوم گذشته دود از دودمان كشور آلمان در آورد ، ولى با قطع نظر از انشعاب سياسى تنها آن مردم آسيب ديدند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در تير رس اسلحهء جنگ دوم و عوارض آن قرار گرفته بودند ، هم اكنون با اين كه نسلى نگذشته است ، آلمان به پا خاسته و زندگانى خود را چنان به راه انداخته است كه گويى : اين