مجموعهء ملاحظات لغوى و مورد استعمالات مىتوان گفت : ابتلاء قرار گرفتن انسان در مقابل رويدادى است كه مىتواند يكى از دو راه نيك و بد را در آن رويداد انتخاب كند ، امتحان عبارت است از تحمل كوشش و مشقت براى انتخاب راه ، تمحيص نتيجهء دو موقعيت گذشته است كه انسان توانسته است محصول صاف كوشش خود را به دست بياورد .
اما در آياتى كه مىگويد : خدا شما را مبتلا مىسازد تا وضع شما را بداند به جهت دلايلى كه از طرف عقل و آيات فراوان ديگر بر مىآيد ( كه خداوند به همه چيز دانا است ) مقصود علم پس از جهل نيست ، بلكه نقش بستن علم خداوندى در واقعيتهاى عينى جهان است ، چنان كه توضيح داديم .
اما به سؤال در بارهء اين كه اگر خدا به كارهاى ما دانا باشد ، لازم مىشود كه ما آن كارها را به طور اجبار انجام بدهيم ، در مباحث جبر و اختيار از تفسير و نقد و تحليل مثنوى و در يك كتاب مستقل بنام « جبر و اختيار » پاسخ مناسب گفتهايم ، مراجعه شود .
آزمايش تا قيامت دايم است
به همان اندازه كه قدرت و اختيار به دست مىآوريم در معرض آزمايش الهى قرار مىگيريم .
جمله ايست بس شگفت انگيز مىدانيد نتيجهء اين اعتقاد و توجه چيست ؟ نتيجهء فوق العاده با اهميتى دارد كه مىتواند شفا بخش همهء دردهاى بشرى بوده باشد ، زيرا انسانى كه اعتقاد كند تمام حركات و سكنات او تحت محاسبه قرار گرفته است . انسانى كه بداند كه هر لحظه بسبب بهره بردارى خاص از قدرت و اختيار ، سر نوشت خود را در تابلوى ابديت نقش مىكند ، انسانى كه معتقد است كه هر لحظهاى وسيلهاى براى وصول به هدف عالىتر در اختيار او قرار گرفته است ، اين انسان مجبور است به يك اصل كلى ايمان بياورد كه مىگويد :