تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
هدف مزبور احتياج به سپرى كردن مقدماتى دارد كه بدون آن استخراج هدف امكان پذير نمىباشد ، ولى در آن جا كه آزمايش به خدا نسبت داده مىشود ، يعنى وقتى كه مىگوييم : خداوند بندگانش يا فلان بنده را امتحان كرد ، يا امتحان مىكند ، هدف خداوندى ارتفاع جهل بموضوع مفروض نيست ، چه او عالم مطلق بالذات است ، بلكه مقصود اين است كه موضوع آزمايش در قلمرو هستى پديدار گردد و آن چه كه در قلمرو هستى بروز كند ، پيش از آن در مقام علم الهى روشن بوده است و ظهور موضوع امتحان چيز تازه‌اى براى خدا نمىآورد ، اگر چه مواد و وسايل بروز موضوع در جويبار هستى براى خود انسان محصول تازه‌اى را ايجاد مىكند ، ولى همان محصول تازه براى خداوند دانا نتايج معلومه‌اى در دنبال وسايل و مقدمات معلومه ايست . به عنوان مثال : خداوند وسايل به دست آوردن قدرت را در اختيار يك فرد انسان مىگذارد ، هر يك از واحدهاى آن وسايل و مجموع آنها در كشاكش عالم طبيعت و خود آن انسان ، به تحصيل قدرت منتهى مىشود ، به طورى كه ممكن است خود او نداند كه آن واحدها و مجموع چه نتيجه‌اى را در دنبال دارد و بهر حال آن فرد قدرت را به دست مىآورد . آن انسان با داشتن اختيار و آزادى ، قدرت مفروضه را مورد بهره بردارى قرار مىدهد . كيفيت بهره بردارى از قدرت است كه چگونگى شخصيت قدرتمند را در قلمرو هستى بروز خواهد داد ، اگر در راه خير فرد و اجتماع باشد نيكو ، اگر در راه پليدى خود و فساد اجتماعى باشد ، بد خواهد بود . بروز نيكى يا بدى شخصيت مفروض در صحنهء هستى از نظر خود آن شخص و افراد ديگر اگر توجه ما وراى طبيعى داشته باشند ، نتيجهء آزمايش و بالنسبه بمقام شامخ ربوبى بروز معلوم به عرصهء هستى است .

آيا علم خداوندى منافاتى با آزمايش دارد ؟

پاسخ به سؤال فوق خيلى روشن است ، زيرا چنان كه گفتيم : علم الهى هيچ