تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢

آن دو دلاور بمبارزه پرداختند ، على عليه السلام پيش دستى كرده شمشيرى به سر او فرود آورد كه سپر و كلاه جنگى و سرش را شكافته مرحب به زمين افتاد و خيبر فتح شد . . . ابو رافع مىگويد : « على عليه السلام در موقع جنگ سپر را انداخت و درى از قلعهء خيبر را از جاى كند و به جاى سپر در دست گرفته به پيكار پرداخت ، پس از جنگ ما هشت نفر بوديم هر چه كوشيديم آن در را از جايش حركت بدهيم نتوانستيم . » ( 1 ) محمد بن جرير طبرى نيز داستان خيبر را به ترتيب بالا نقل كرده است ( 2 ) گروه ديگر وزن در خيبر را زيادتر از مقدارى گفته‌اند كه ابن اثير و طبرى نقل كرده‌اند . ابن ابى الحديد معتزلى در بيت ذيل سنگينى در را مقدارى مىگويد كه نيروى چهل و چهار نفر از تحريك آن ناتوان بوده است :

يا قالع الباب الذى عن قلعه عجز الاكف الاربعون و اربع (
اى كنندهء آن در سنگين كه دستهاى چهل و چهار نفر از كندن آن ناتوان بوده است ) . به هر حال سنگينى در به حدى بوده است كه وقتى از على بن ابى طالب مىپرسيدند : در خيبر را به آن سنگينى چگونه از جاى در آورديد و در دست گرفتيد ؟ - مىفرمود : « ما قلعته بقوه جسمانيه بل قلعته بقوه ربانيه » . ( من آن در را با نيروى جسمانى نكندم ، بلكه با قوهء ربانى از جايش در آوردم ) . به همين جهت جلال الدين چند بار در كتاب مثنوى اين قضيه را غير طبيعى مطرح كرده است .
هامش
( 1 ) الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 216 تا 220 . .
( 2 ) تاريخ الرسل و الملوك ، ج 3 ، ص 579 و 1580 . ( تاريخ طبرى ) .