تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
( ( 580 ) ) بعد از آن هر صورتى را بشكنى همچو حيدر باب خيبر بر كنى

پس از شكستن صورتهاى ماده و ماديات نيرويى ما وراى طبيعى به دست خواهيد آورد كه به وسيلهء آن در روبناى سيستم طبيعت حاكميت خواهيد داشت

داستان خيبر چه بوده است ؟ هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از حديبيه برگشت ، ماه ذى الحجة و چند روز از ماه محرم را در مدينه توقف نموده سپس با هزار و چهار صد مرد كه دويست مرد سوار داشتند ، به طرف خيبر حركت كرد ، موقع رفتن سباع بن عرفطهء غفارى را در مدينه براى رسيدگى بامور گذاشته و شروع به حركت كرد ، پيامبر با اين سپاه به محل رجيع رسيد و سپاه را متوقف ساخت . او در اين نقطه ميان اهل خيبر و غطفان كه به ضد پيامبر به يك ديگر كمك مىكردند فاصله انداخت . از طرف ديگر سپاهيان غطفان براى كمك به يهود حركت كردند ، وقتى كه جبهه گيرى مسلمانان را ديدند ، از مال و اهل خود ترسيده بر گشتند ، پيامبر به سير خود ادامه داد و به عامر بن اكوع دستور داد كه براى ما حدى بخوان ( 1 ) عامر حدى را با دو بيت ذيل شروع كرد :

و الله لو لا الله ما اهتدينا و لا تصدقنا و لا صلينا فانزلن سكينة علينا و ثبت الاقدام ان لاقينا (
سوگند بپروردگار ، كه اگر خدا نبود ما هدايت نمىشديم ، نه زكاتى مىداديم
هامش
( 1 ) حدى آوازى است كه ساربانان براى شتران مىخواندند و آنها را در حركت تهييج مىكردند . .