تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
( ( 573 ) ) كاين طلسم بستهء مولى است اين پاسبان كوچهء ليلى است اين

شرافت و ارزشى كه به وسيلهء مجاورت با حقايق با عظمت كسب مىشود

همواره شعاعهاى گيرنده‌اى از حقايق با عظمت به پيرامون آنها منتشر مىشود و باعث ارزش و شرافت موجودات حوزهء آن حقايق مىگردد و بالعكس : موجودات پليد و زشت باعث مىشود كه اشياء پيرامون آنها نيز تنفر و انزجار انسان را بر مىانگيزد . يك دستمال ناچيز معشوق بوى عشق منتشر مىكند ، قلم و ميز و ساير وسايل كار و حتى اطاق نشيمن يك نويسندهء زبردست انسان دوست مورد تجليل و تقديس جوامع قرار مىگيرد . جسد شخصيتى را كه چند سال خدمتگزار جامعهء خود بوده است ، موميايى مىكنند و در جايگاهى براى تجسيم و زنده كردن خاطرات در بارهء او و مكتبش نگه مىدارند و ميليونها انسان دانا ، نادان و هشيار و ناهشيار با كمال احترام دور آن جسد موميايى مىگردند . مجسمهء سرباز گمنامى ساخته مىشود ، همان مجسمهء جامد موجب تحرك زندگان مىگردد . اين امور كه داراى ارزش و شرافت مىشوند . نه براى آن است كه مشتى اشياء جامد حقيقتاً داراى عظمت و ارزش مىباشند ، بلكه بدان جهت است كه نشانى از آن عظمت گرفته‌اند كه بيكى از جهات بدان منسوبند . حتى امير المؤمنين على عليه السلام در خطبهء قاصعه مىفرمايد : - آن چند عدد سنگ كه در درهء سنگلاخى بنام مكه روى هم گذاشته شده و بيت الله ناميده شده است ، بيش از چند عدد سنگ جامد چيزى نيستند ، ولى به جهت ارادهء خداوندى ، همان جايگاه