( ( 585 ) ) گر ز شادىهاش آگاهت كنم
ترسم اى رهرو كه بىگاهت كنم
( ( 586 ) ) مختصر كردم ، چو آمد ده پديد
خود نبود آن ده ره ديگر گزيد
( ( 587 ) ) قرب ماهى ده به ده مىتاختند
ز انكه راه ده نكو نشناختند
( ( 590 ) ) هر كه گيرد پيشهاى بىاوستا
ريشخندى شد به شهر و روستا
( ( 588 ) ) هر كه در ره بىقلاووزى رود
هر دو روزهء راه صد ساله شود
( ( 589 ) ) هر كه تازد سوى كعبه بىدليل
همچون اين سر گشتگان گردد ذليل
( ( 591 ) ) ز انكه نادر باشد اندر خافقين
كآدمى سر بر زند بىوالدين
( ( 592 ) ) مال او يابد كه كسبى مىكند
نادرى باشد كه بر گنجى زند
( ( 593 ) ) مصطفايى كو كه جسمش جان بود
تا كه رحمن علم القرآن بود
( ( 594 ) ) اهل تن را جمله علَّم بالقلم
واسطه افراشت در بذل كرم
( ( 595 ) ) هر حريصى هست محروم اى پسر
چون حريصان تك مرو ، آهسته تر
( ( 596 ) ) اندر آن ره رنجها ديدند و تاب
چون عذاب مرغ خاكى در عذاب
( ( 597 ) ) سير گشته از ده و از روستا
وز شكر ريزى چنان نااوستا
آيه
« اَلرَّحْمنُ عَلَّمَ اَلْقُرْءانَ 55 : 1 - 2 . » ( 1 ) ( خداوند رحمان قرآن را تعليم فرمود ) . « اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ اَلَّذِي خَلَقَ . خَلَقَ اَلإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ . اِقْرَأْ وَرَبُّكَ اَلأَكْرَمُ اَلَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ 96 : 1 - 4 . » ( 2 ) ( بخوان به نام پروردگارت كه تو را آفريده است . انسان را از علق آفريده . بخوان پروردگار تو خداى اكرم است كه به وسيلهء قلم تعليم فرمود . )
هامش
( 1 ) سوره الرحمن ، آيهء 1 و 2 . .
( 2 ) سوره العلق ، آيهء 1 تا 4 . .