تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

داده است ، اگر من هم توبه كنم آيا گناه از بين مىرود ، يا نمىرود ؟ اين مطالب در ذهن انسانى در حال نوسان است ، اگر در اين حالت هشيار شد و پشيمان گشت و به توبهء حقيقى نايل آمد ، همان انديشه هاى ابتدايى در بارهء معصيت به صورت عقده و گره روانى در نيامده از افق من او دور مىشود و از بين مىرود . 2 - اگر در آن انديشه ها نتوانست كشتى من خود را از آن طوفان ابتدايى نجات بدهد ، تدريجاً به صورت قبض روانى در آمده ، در حوادث زندگانى پاى روح او را از حركت طبيعى باز مىدارد ، گاهى مىرود و گاه ديگر لنگ است . اگر در اين مرحلهء دوم متوجه شد و علت گرفتگى روانى را به دست آورد و در بر طرف كردن آن تلاش كرد ، مخصوصاً اين نكتهء الهى را در نظر گرفت كه : « و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا . . » . ( آنان كه در راه ما مجاهدت بورزند ، ما طرق كمال را بر آنها هموار خواهيم ساخت ) . بدون ترديد پروندهء عقده روانى خود را در همين مرحله ختم خواهد كرد . 3 - اگر به انقباضها و دلگيرىهاى جسته و گريخته اعتنايى نكرد ، در حقيقت به اشاره ها و گوشمالهاى الهى كه نتيجهء طبيعى ارتكاب به گناهان بود ، اهميتى نداد اين بىخيالى و بىاعتنايى كم كم باعث مىشود كه عقده هاى روانى پراكنده در درون انسان متراكم و متشكل گشته ، اين دفعه در موجوديت طبيعى انسانها اثر طبيعى ايجاد نمايد . ابتداى شروع يكى از خطرناكترين بيمارىهاى روانى را مىتوان در همين مرحله جستجو كرد . ( 1 ) از اين مرحله به بعد دلگيرىهاى پراكندهء انسان شكل زنجيرى پيدا مىكند .

هامش
( 1 ) اين همان بيمارى سركوب شده وجدان وظيفه‌اى است كه در اشكال مختلفى در روان پزشكى مورد بررسى قرار مىگيرد . .