تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢

اگر توبهء جدى و انفجار روانى واقعى كه بانفجار عقده ها منجر مىشود به داد اين انسان نرسد ، به صورت سختترين زنجير درمىآيد و در موقع عبور انسان از پل مرگ به سوى ابديت همراه او مىگردد ، و در قلمرو بىنهايت ابدى به سقوطش مىكشاند . ابن سينا مطالب فوق را در بارهء عموم اندوخته هاى روح چنين مىگويد : « و اعلم ان هذه الشواغل التي هى كما عليت من انها انفعالات تلحق النفس بمجاوره البدن ان تمكنت بعد المفارقة ( عند المفارقة ) كنت بعدها كما كنت قبلها ، لكنها تكون كآلام متمكنه كان عنها شغل فوقع إليها فراغ فادركت من حيث هى منافية و ذلك الالم المقابل لمثل تلك اللذة الموصوفة و هو ألم النار الروحانية فوق ألم النار الجسمانية . » ( 1 ) ( بدان كه اين اشتغالات روانى [ كه در دورهء زندگانى پاى گير روح مىشود ] چنان كه دانستى انعكاسات و پديده هايى است كه به نفس انسانى در حال تعلق به بدن ضميمه مىشود ، اگر اين انعكاسات و پديده ها در هنگام جدايى نفس از بدن در آن نفس جاى گير گردد ، پس از مفارقت نيز به وجود خود ادامه خواهد داد . اين اندوخته ها مانند آن دردها است كه هنگام اشتغال نفس به موضوعات ديگر احساس نمىشود و موقعى كه نفس فراغت پيدا كرد آن دردها را درك مىكند . روح نيز پس از فراغت از تدبير بدن به خود مىآيد و ناملايم بودن اندوخته هايش را در مىيابد ، اين درد كه پس از مفارقت روح از بدن براى روح مطرح مىشود ، در مقابل لذايذ روحانى است كه در دوران زندگى اندوخته شده و روح به جهت اشتغال به ادارهء بدن واقعيت آنها را نچشيده بود . اين درد آتش روحانى است كه ما فوق آتش جسمانى مىباشد ) . بنا بر اين چنان كه جلال الدين از آيهء قرآن به بهترين وجه استفاده كرده و گفته است :

هامش
( 1 ) الاشارات و التنبيهات ، ابن سينا ، ج 3 ، ص 350 . .