تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
( ( 354 ) ) نعط من اعرض هنا عن ذكرنا عيشة ضنكا و نحشر بالعمى
و به بقاى انقباضهاى روانى تا سراى ابديت متوجه شده است . همچنان است انبساطهاى روانى و شكفتگى آن ، كه امروز ريشه است و فردا شاخ و برگ . امروز يك پديدهء لذت انگيز است ، فردا كمال اعلاى روح .

مسئلهء پنجم - تقسيم انبساط و انقباض به دو قسم خود آگاه و ناخود آگاه

انقباض و انبساط خود آگاه :

مقصود از اين تقسيم اين است كه دو پديدهء مزبور گاهى مورد آگاهى انسان قرار مىگيرند و خود انسان به كميت و كيفيت آن دو متوجه است ، بدين جهت سطح طبيعى روح اگر هم به امور معمولى و طبيعى مشغول باشد ، باز گرفتگى و شكوفان شدن آن مورد آگاهى است و انسان زمينهء جريان روح خود را مىداند .

انبساط و انقباض ناخود آگاه :

گاه ديگر يكى از دو پديدهء مزبور مورد آگاهى خود انسان نيست و تشخيص نمىدهد كه روان او در چه وضعى قرار گرفته است ، آيا در حال انبساط است يا انقباض يا چيز ديگر ؟ صورت ناخود آگاه دو پديدهء مزبور ممكن است موجب آسيب و ضرر روانى باشد ، زيرا اگر مثلًا در حال انقباض روانى باشد ، بدون توجه ممكن است هدفهاى ديگرى را براى خود حياتى تلقى كند و موانعى سد راهش شود ، در نتيجه حالت انقباض را تشديد نمايد و اگر در حال انبساط ناخود آگاه باشد ، ممكن است بدون توجه با تخيلات متفرقه همان حالت را از خويشتن زايل كند ، بلكه گاهى مىشود كه با هدف گيرى غلط همان حالت شكوفان را به گرفتگى روح مبدل بسازد . تقسيم انقباض و انبساط به خود آگاه و ناخود آگاه با نظر به اسباب و عوامل آن دو پديده نيز صحيح است . يعنى گاهى مىشود كه انسان علل آن حالت را كه به او دست داده است درك مىكند ، اعم از اين كه بتواند در آن علل تصرفى كند يا نه . گاه ديگر متوجه نيست