تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠

ترديدى نيست كه عمل به حق و عدالت براى او سنگينتر خواهد بود . جز اين نيست كه من و شما ، همهء انسانها مملوك آن خدا هستيم كه بجز او خدايى نيست . خدايى كه مالكيتى در بارهء موجوديت ما دارد كه ما خود از آن مالكيت بىبهره مىباشيم ) . اين داستان كوچك را هم مورد توجه قرار بدهيم : « و قال ( على ) عليه السلام و قد لقيه عند مسيره الى الشام دهاقين الانبار فترجلوا له و اشتدوا بين يديه ، فقال ما هذا الذى صنعتموه ؟ فقالوا خلق منا نعظم به امراءنا ، فقال : و الله ما ينتفع بهذا أمراؤكم ، و انكم لتشقون على انفسكم فى دنيا كم و تشقون به فى آخرتكم ، و ما اخسر المشقة وراءها العقاب و اربح الدعة معها الامان من النار . » ( 1 ) ( موقعى كه امير المؤمنين عليه السلام به طرف شام عبور مىكرد ، روستاييان انبار از [ شهريست در نزديكى بغداد ] اسبهاى خود پياده شدند و دسته جمعى به هيجان شديد در مقابل على عليه السلام پرداختند . امير المؤمنين فرمود : اين چه كارى است كه مىكنيد ؟ گفتند : اين رفتارى است كه ما با امراى خود انجام مىدهيم . امير المؤمنين فرمود : سوگند به خدا اين رفتار ذلت بار كه شما را در مقابل امرا پست مىكند ، سودى به حال آنها ندارد ، شما با اين كرنش و تملق و خود شكنى خودتان را در دنيا به مشقت مىاندازيد و در آخرت هم به شقاوت دچار خواهيد گشت . چه خسارتى بالاتر از تحمل مشقتى كه عذاب در دنبالش خواهد آمد . چه قدر سودمند است آسودگى از تكلفات كه در دنبالش امان از آتش وجود دارد ) . در بارهء موضوع مورد بحث داستان ديگرى از امير المؤمنين عليه السلام ديده مىشود كه فوق العاده جالب است : مسعدة بن صدقه از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه امير المؤمنين عليه السلام

هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 160 ، الكتب و الرسائل . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 260 | محمد تقي جعفري