شايستهء يك رهبرى فكرى است نمىگويد : « انسان را دوست بداريد چون انسان است » بلكه مىگويد :
« انسان را دوست بداريد و به او مهر و وفا بورزيد چون ، ساختهء دست تواناى الهى و در مقابل او متعهد است » و به اين فورمول قناعت نورزد ، بلكه تمام جديت خود را مصروف بسازد كه وابستگى انسانها را به خدا و تعهدشان را در مقابل آن موجود برتر به آنان قابل درك بسازد .
( ( 340 ) ) اين گمان بد بدان جا بر كه تو
مىشوى در پيش همچون خود دو تو
موقعى به خودتان بد بين و بد گمان باشيد كه در مقابل انسانى مانند خودتان سر تسليم فرود مىآوريد
وقيحترين قيافهء دو انسان موقعى نمودار مىشود كه يكى از آن دو سر تسليم فرود مىآورد و در مقابل ديگرى خم مىشود و به زانو در مىافتد و آن ديگرى هم اين شكست نابود كننده را از اولى مىپذيرد و دل خوش مىگردد . چه مىتوان گفت در بارهء كسى كه براى پشيزى از مال يا براى به دست آوردن سر بلندى ، به گروهى مردم احمق مانند خودش ، كرنش مىكند فراموش مىكند كه انسان است و نمونهاى از عظمت و كبرياى خداوندى در درون او بنام روح وجود دارد ، سر در مقابل يك جانور ديگر بنام انسان فرود مىآورد ؟ شايد واقعيت اين طور باشد كه بايد به حال آن تيره بخت پليد گريست كه از سرمايهء عظمت و كبرياى خداوندى كه در نهادش وجود دارد ، روىگردان شده و در مقابل يك موجود مانند خويش بكرنش در مىآيد .
چه روح بزرگى دارد مردى كه شكست شخصيت و خم شدن قامتهاى ديگران را در مقابل خود شكستى براى خويشتن احساس كند چه سربلند است آن انسان كه پايين افتادن سرهاى آدميان را در رو در رويش سقوط خويشتن را به خاك مذلت تلقى