تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
شايسته است كه جز خدا همه هستى در نزد او ناچيز بنمايد . شايسته ترين فرد به اين حالت روحانى - الهى ، كسى است كه نعمت خداوندى براى او بزرگ و احسانش براى او لطيف و عالى مىباشد . اصل اين است كه هر كسى كه نعمت خداوندى براى او زياد بوده باشد ، حق خداوندى نيز براى او با عظمتتر خواهد بود . بدترين حالات متصديان امور از نظر سبك مغزى در نزد راد مردان جامعه ، حالتى است كه گمان كنند و بر آنها ثابت شود كه پيش روان جامعه به افتخار و خود نمايى ، علاقه مند و مشتاق بوده و موقعيتى كه دارند ، آنان را در تكبر غوطه ور ساخته است . من اكراه دارم از اين كه در مغز شما جولان كند كه من توصيف و تمجيد و سپاس گزارى را دوست دارم ، سپاس خدا را كه من چنين نيستم - اگر هم ممنونيت و ستايش را از نظر تمايلات طبيعى دوست مىداشتم ، به طور حتم ، به جهت پستى جلب ستايش مردم در مقابل عظمت و كبرياى الهى ، رهايش مىكردم و از خود دور مىساختم آرى ، افراد فراوانى پيدا مىشوند كه پس از تحمل سختىهاى آزمايش و انجام وظيفه ، طعم سپاس گزارى و ستايش مردم ، براى آنان شيرين جلوه مىكند ، ولى من از شما مىخواهم كه موقعى كه من نفس خود را در حال رو به خدا و رو به شما آمادهء اداى حقوق نموده‌ام و هنوز از احقاق آن حقوق فارغ نشده‌ام و همچنين به جهت انجام تكاليف كه بايد آنها را به جاى آورد ، سپاس گزارم نباشيد و ستايشم نكنيد . به آن نوع كه با گردن كشان دنيا صحبت مىكنيد با من به گفتگو نپردازيد . بدان ترتيب كه در مقابل مردان و رؤساى خشمگين و مهيب خويشتن دارى مىكنيد و به آنها تسليم مىشويد با من خويشتن دارى نكنيد . آميزشتان با من تصنعى نباشد . هرگز گمان مبريد كه در مقابل حقى كه به من گفته شود ، سنگينى خواهم كرد و با بزرگ داشت نفس خويش در مقابل حق مقاومت خواهم كرد ، زيرا كسى كه در پيشگاه حقيقتى كه به او گفته مىشود و عدالتى كه به او عرضه مىگردد ، سر سنگينى كند .