تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
ما به نوبت خود به اين حقيقت اصرار خواهيم ورزيد ، تا انسان را به عنوان يك موجود وابسته به خدا نپذيريم هيچ يك از حماسه هاى فيلسوفانه يا شاعرانه و يا اخلاقى ، توانايى اثبات لزوم مهر و وفا را براى انسان نخواهد داشت . مهر چيست ؟ وفا كدام است ؟ روابط طبيعى چند روز زندگى ، پديده هاى بىاساس و زود گذرى را ( چه پديده هاى مثبت مانند محبت و وفا و چه پديده هاى منفى مانند كينه و بىوفايى ) براى اين موجود بىپشتيبان مطرح مىسازد كه با شرايطى به وجود مىآيند و با فقدان همان شرايط از بين مىروند . كدامين حماسهء انسان دوستى است كه بتواند پاسخگوى خون بازان خون آشام بشرى باشد كه حاضر شده‌اند حتى براى سود آورى بيشتر آزادى و خون و مال و جان بشرى را هم در معرض خريدارى در آورند بدتر از اين حماسه بافى آن خيال پردازىها است كه مىگويد : « انسان را دوست بداريد اگر چه هرگز خود را به عنوان يك موجود متعهد قبول نكند » ، « انسان را تعظيم و تمجيد كنيد ، اگر چه هيچ عظمتى براى او مطرح نباشد » ، « به انسان وفا كنيد اگر چه خود عهد و وفايى را نپذيرد ) ) ، » در بارهء انسان محاسبه داشته باشيد اگر چه خود او در بارهء اصل موقعيتش در جهان هستى و ارتباطش با مبدا اعلى محاسبه‌اى نداشته باشد . » همين دستورات و توصيه هاى بىاساس بوده است كه هر گونه منطق انسانها را در بارهء خويشتن خنثى و بىنتيجه گذاشته است . البته اشتباه نشود كه ما همهء انسانهايى را كه ارتباطى با موجود برتر ندارند ، محكوم مىكنيم ، زيرا مادامى كه انسان قيافهء وجدان ضد وجدان و روش منفى از روى تعمد بر خود نگيرد ، از آن جهت كه انسان است داراى هستهء اصلى ارزش انسانى مىباشد ، بلكه روى سخن با كسانى است كه حد اقل به احتمال لزوم برقرارى رابطه با خدا و تعهد در مقابل او هيچ ارزشى قائل نيستند و حتى اگر بتوانند با مقدارى از گمان و اصطلاح آن احتمال را كه جدى احتمالات براى انسانها است ناديده مىگيرند . آن چه كه