( زياد درنگ نكرده [ هدهد آمد ] و گفت : اطلاع پيدا كردم كه تو به آن اطلاع ندارى و از قوم سبا يك خبر يقينى آوردهام . من ديدم زنى به آنها سلطنت مىكرد و از هر چيز به او داده شده بود و سرير با عظمتى داشت ) . « لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاُشْكُرُوا لَه بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ 34 : 15 . » ( 1 ) ( قوم سبا در جايگاه خود آيتى داشتند ، دو باغ از راست و چپ در آن جا وجود داشت . [ خدا به آنها گفته بود ] از روزى خدايتان بخوريد ، شهر پاكيزه و خداى بخشاينده ) .
توضيح :
در مادهء تمدن قوم سبا كه در تورات و قرآن آمده است در مقدمات جلد پنجم توضيحاتى دادهايم ، مراجعه شود .
( ( 283 ) ) از صدا آن كوه خود آگاه نيست
سوى معنى هوش كُه را راه نيست
( ( 284 ) ) او همى بانگى كند بىگوش و هوش
چون خمش گردى تو او هم شد خموش
مانند كوه جامد نباشيم كه فقط منعكس كنندهء صدا است
تشبيه بسيار زيبا و با مورد است كه جلال الدين در بارهء انسانهاى ناخود آگاه بيان مىكند ، آنها نه تنها آواز ديگران را بدون تشخيص زشت و زيبا ، تفكيك صحيح از باطل در خود منعكس مىسازند ، بلكه اگر خود آن انسانهاى ناخود آگاه صدايى هم داشته باشند ، صدايى است انعكاسى و مربوط به ذات موجوديت آنها نيست .
افراد اين صنف از انسانها در هر دوره و در هر جامعهاى تشكيل اكثريت را دادهاند .
هامش
( 1 ) سوره سبا ، آيهء 15 . .