را كه به گردن دارد ايفا نمايد . به همين جهت است كه در پنهانى به ما گفته و سفارش كرده است كه شما را به مسافرت به ده تحريك كنيم . پدر مىگويد : شما حق مىگوييد [ ولى مانند سيبويه تنها با خود الفاظ و اعراب و بناى آن سر و كار داريد ، اما از حقيقت و معنى اطلاعى نداريد و ممكن است مقصود از سيبويه آوردن لفظى است كه قافيهء شعر را اما تصحيح كند اين دوستىها كه ] اين را هم بدانيد كه بايستى از شر كسى كه به او احسان كردهايد بر حذر باشيد . ( 1 ) اين دوستىها كه مىبينيد مانند تخمى است كه مرغ در غير موقع طبيعى مىگذارد لذا در معرض فساد و ضايع شدن است . اين پديده دو طرف دارد : يا مانند شمشير برانى است كه حتى رابطهء طبيعى را هم از ميان چند انسان قطع مىكند و مانند فصل زمستان است كه بوستانها و مزارع را مىخشكاند و يا مانند فصل شاداب بهار است كه آبادىها به وجود مىآورد و همه چيز
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 241
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤١
هامش
( 1 ) مضمون اين جمله با بيانات مختلفى در كتب مربوط وارد شده است ، تفسير اين جمله دو احتمال دارد و شايد اين دو احتمال به جهت اختلاف وضع روانى انسانهايى باشد كه به آنها احسان مىشود . . اول ذى حق دانستن شخص مورد احسان ، خود را به احسانى كه به او شده است ، غالباً متوجه نمىشوند كه اين بخشش از روى سخاوت و راد مردى بوده است و ممكن است روزى قطع شود و چون شخص احسان شده براى آن وجه احسان جايى در زندگى خود باز كرده است ، لذا در صورت بريده شدنش خللى در زندگى خويش احساس مىكند و كينهاى در دلش به وجود مىآيد . . دوم احساس ضعف شخصيت است كه شخص مورد احسان در مقابل شخص بخشنده پيدا مىكند و به همين جهت بود كه امير المؤمنين على عليه السلام مىفرمود : عدالت قانونى است ، ولى احسان يك پديدهء احساسى و عاطفى است ، لذا زمينهء زندگانى مردم بايد روى عدالت استوار شود . .