شيطان كه بد خواه فرزندان آدم است اين حالت ربانى كه به يك انسان دست داده بود سنگين آمد و به آن نيايشگر چنين گفت :
پر رو و سخت جانى ، تو كه مىبينى در مقابل اين همه اصرار و لجاجت تو لبيكى از خدا به سراغت نمىآيد ، بس است ، رها كن و پى كار خود برو .
مرد نيايشگر از كار شكنى شيطان دلش شكست و پس از آن ضربهء روانى خواب بر او مسلط گشت ، در عالم خواب خضر عليه السلام را در باغى سبز و خرم ديد .
خضر به او گفت : چه شده ؟ چرا الله نمىگويى ؟ مگر از نيايش پشيمان گشتهاى ؟ بىنوا مرد نيايشگر پاسخ داد : نه پشيمان نشدهام ، اما در مقابل آن همه الله و يا رب كه گفتم ، لبيكى نشنيدم ، مىترسم كه از شايستگى شنيدن لبيك مردود شده باشم . خضر در پاسخ او گفت : خدا به من دستور داده است كه تو را ملاقات كنم و پيام او را به تو بگويم :
نى كه آن الله تو لبيك ماست
آن نياز و درد و سوزت پيك ماست
اى نيايشگر عزيز مگر نشسته و منتظر آن بودى كه لفظ لبيك را از در و ديوار يا زمين و آسمان بشنوى ، تا بدانى كه خداوند الله ، الله تو را شنيده و اجابت كرده است ؟ چرا نينديشيدى كه :
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى
نالهء عاشق بىچاره به جايى نرسد
مگر نمىدانى كه :
اگر [ جمالش ] بدل نيايد سخن [ نگويى ] چنان كه طوطى
جمال آيينه تا نبيند سخن نگويد شكر نبندد »
حكيم صفاى اصفهانى » ( 1 )
هامش
( 1 ) بيت فوق به ترتيب ذيل است :
اگر خيالش به دل نيايد سخن نگويم چنان كه طوطى * جمال آيينه تا نبيند سخن نگويد شكر نبندد
ما به جهت مناسب با مورد بحث ، خيال را به جمال و نگويم را به نگويى مبدل كرديم . .