( ( 195 ) ) نى كه آن الله تو لبيك ماست
آن نياز و درد و سوزت پيك ماست ؟
هر وقت كه كلمهء الله را از روى ايمان و با توجه واقعى از دل بر آوريم لبيك الهى جان ما را نوازش مىدهد
نوشته ها و گفته هاى انسانى با الفاظ گوناگون پر از كلمهء الله است . براى سوگندها و تعهدها و باورانيدن مردم اين كلمه به كار مىرود ، ولى شايد در ميليونها مورد كه اين لفظ پر جلال از دهان و قلم مردم بر مىآيد يك مورد هم وجود نداشته باشد كه گوينده يا نويسنده بداند كه چه مىگويد و چه مىنويسد . حتى شما مىتوانيد عدهء فراوانى از مردم را به بينيد كه لفظ مزبور را تكيه كلام كرده در شوخىها و خيالات و هذيان گويىها هم با آن لفظ بازى مىكنند . خود همين پديدهء شرم آور دلالت قطعى دارد به اين كه اكثريت مردم از خدا شناسى واقعى بىبهره و محرومند . بدين جهت است كه به كار بردن لفظ الله در موقع نيايش كوچكترين انقلاب و شورش روحى ايجاد نمىكند ، زيرا اين كلمه به جهت عدم توجه به معناى حقيقى آن و فراوانى تكرارش در بىارزشترين حالات روانى ، جز يك ابهت و عظمتى كه خود لفظ دارا است ، ارزش ديگرى در بر ندارد .
راستى آيا باور كنيم يا باور نكنيم كه اغلب انسانها با ادعاى خدا شناسى در تمام طول عمرشان يك بار هم الله نگفتهاند آن گاه كه مفهوم واقعى خدا از مغز آدمى به قلبش سرازير مىشود و قلب آن را دريابد ، شئون زندگانى طبيعى ، بلكه مجموع دستگاه هستى چنان در مقابل آن دريافت شده محقر و ناچيز مىنمايد كه شخص مفروض توانايى به زبان آوردن لفظش را از دست مىدهد . بنا بر اين همهء الله ا للهها كه شب و روز از دهان ميليونها