مردم بر مىآيد ، لفظى است كه به مفهوم واقعى خود تكيه ندارد . نتيجهء ديگرى كه از اين مسامحه كارى ضرر بار عايد ما مىشود ، اين است كه حتى مسائل مربوط به الهيات كه بايد در افكار انسانها عالى موقعيت را اشغال نمايد ، مانند مسائل معمولى مطرح مىگردد .
الله گفتن و لبيك نشنيدن ، تفاوتى با اين پديده ندارد كه چراغى را روشن بسازيد ولى فضاى مربوط را روشن نكند . آن نيايشگر كه الله گفته و منتظر شنيدن صداى لبيك است ، كلمهاى به زبان آورده است ، ولى الله را نخوانده است زيرا :
هست لبيكى كه نتوانى شنيد
ليك سر تا پا توان آن را چشيد
چطور امكان دارد كه به جهت آمادگى واقعى براى الله گفتن ، خداوند قلب ما را جايگاه درخشش پرتو الهى خويش نسازد ؟ آمادگى واقعى قلب ما همان و چشيدن لبيك از مقام ربوبى همراه با كلمه الله كه از دهان ما بر مىآيد همان . محى الدين بن عربى مىگويد :
« اگر سؤال بنده موافق وقتى باشد كه خدا مقدر كرده ، اجابت مىشود و اگر وقتش يا در دنيا يا در آخرت موخر باشد ، اجابت به تاخير مىافتد ، يعنى بر آورده شدن حاجت كه خواسته شده است به تاخير مىافتد ، نه اجابت به معناى لبيك گفتن خدا ، زيرا خدا به هر سؤال كنندهاى لبيك مىگويد . » ( 1 )
هامش
( 1 ) فصوص الحكم ، محى الدين بن عربى ، چاپ بيروت ، ص 60 . .