پردهء طبيعت تحويل بدهيد ، از اولين حرف تا آخرين كلمهء آن را مطالعه خواهيد كرد .
تبصره - درست است كه بيت مورد تحليل فقط مربوط به بينايى شكنجهء لحظات آخر عمر است ، ولى ما با يك بررسى عمومى جريان آن لحظات را باز گو كرديم .
( ( 123 ) ) هر زمان نزعى است جزء جانت را
بنگر اندر نزع جان ايمانت را
منتظر آن نباشيم كه پديدهء مرگ پس از سپرى كردن فاصلهء زندگى به سراغ ما خواهد آمد ، بلكه نقاطى است كه فاصله هاى آنها مرگ است
آن قانون حركت دايمى كه مورد تسليم اغلب مكاتب رئاليسم است ، آن جريان مستمر جهان هستى كه منشأ انتزاع قانون مزبور است ، با تمام صراحت مىگويد :
هر نفس نو مىشود دنيا و ما
بىخبر از نو شدن اندر بقا
عمر همچون جوى نو نو مىرسد
مستمرى مىنمايد در جسد
و همچنين مىگويد :
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتيست
مصطفى فرمود دنيا ساعتيست
اگر هم علماى فيزيولوژى و پسيكولوژى از فاصله هاى نقاط زندگى ( مرگ ) با صراحت كامل مطلبى را ابراز نكنند ، فلاسفه ى تيز بين و جهان بينان باريك بين هستند كه با مشاهدهء حاكميت حركت در تمام اجزاء و نمودهاى جهان هستى ، زندگى و منشأ آن را نيز مشمول پديدهء حركت و ريزش تدريجى بدانند .
اگر بگوييم : زندگى نيز مانند دانه هاى فوتون نور ، يكى پس از ديگرى در اعضاى كالبد انسان جريان پيدا مىكند ، چيزى بر خلاف علم و منطق نگفتهايم .