امكانات را در اختيار داريم ، ولى :
« دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا » .
اين همه ناديده گرفتنها و طفره زدنها از واقعيات در مقابل علم خداوندى و ديده گان تيز بين روح انسانى چه نتيجهاى خواهد داد ، جز حسرت و ناله هاى جان خراشى كه در روز بر كنار رفتن پرده ها سر خواهيم داد .
دريغا كه اختلاط اين دو كلمه : ( نمىبينم ) و ( نيست ) با يكديگر در تمام طول تاريخ و در هر يك از جوامع بشرى دود از دودمان انسانى بر مىآورد . چه دردى مرگبارتر از اين كه حتى تفاوت ميان دو كلمهء ( نمىبينم ) و ( نيست ) را هم مىتوانيم با پردهء ظلمانى خود خواهى بپوشانيم .
اين حقيقت را نمىدانيم يا روى اين حقيقت پرده مىكشيم كه حجابى كه ميان خود و واقعيات ايجاد مىكنيم ، ضخامتش از نفوذ ديده گان طبيعى ما جلوگيرى مىكند در صورتى كه در مقابل علم خداوندى حجابى وجود ندارد و در مقابل ديده گان تيز بين روح كه واقعيت را در دست دارد ، آن حجاب هر اندازه هم ضخم باشد ، باز آن چنان شفاف است كه گويى حجابى وجود ندارد .
( ( 120 ) ) حرص دنيا رفت و چشمش تيز شد
چشم او روشن كه چون خونريز شد
تمام حوادث زندگى در موقع احتضار از مغز انسانى با سرعت زيادى رژه مىروند
در آن هنگام كه نفسهاى يك انسان به حد شمارش مىرسد ، ديوار زندگانى كه در گذشته به بلندى و قطر و گسترش ابديت جلوه مىكرد ، شكاف بر مىدارد ، تغييراتى در مغز انسانى ايجاد مىگردد كه وسايل سنجش زمان و بعد و وحدت و كثرت دگرگون شده شب و روز و ساعت و سال و قرن و يك و دو ، دراز و كوتاه و پهن از ديدگاه مغز بيك باره دور مىشوند و ناپديد مىگردند ، گويى همهء سيم كشىهاى مغز