تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
( ( 125 ) ) مىشمارد مىدهد زر بىوقوف تا كه خالى گردد و آيد خسوف ( ( 126 ) ) گر ز كه بستانى و ننهى بجاى اندر آيد كوه ز ان دادن ز پاى ( ( 127 ) ) پس بنه هر جاى هر دم را عوض تا ز و اسجد و اقترب يا بى غرض ( ( 128 ) ) در تمامى كارها چندين مكوش جز به كارى كه بود در دين مكوش ( ( 129 ) ) عاقبت تو رفت خواهى ناتمام كارهايت ابتر و نان تو خام ( ( 130 ) ) وين عمارت كردن گور و لحد نى به سنگ است و نه چوب و نى لبد ( ( 131 ) ) بلكه خود را در صفا گورى كنى در منى آن كنى دفن اين منى ( ( 132 ) ) خاك او گردى و مدفون غمش تا دمت يابد مددها از دمش ( ( 133 ) ) گور خانه قبّه ها و كنگره نبود از اصحاب معنى آن سره ( ( 134 ) ) بنگر اكنون زنده اطلس پوش را هيچ اطلس دست گيرد هوش را ( ( 135 ) ) در عذاب منكر است آن جان او كژدم غم در دل غمدان او ( ( 136 ) ) از برون بر ظاهرش نقش و نگار وز درون انديشهايش زار زار ( ( 137 ) ) و آن يكى بينى در آن دلق كهن چون نبات انديشه و شكَّر سخن

آيه

« يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ اَلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ اَلظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيه مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوه وَاِتَّقُوا الله إِنَّ الله تَوَّابٌ رَحِيمٌ 49 : 12 . » ( 1 ) ( اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، از مقدارى زياد از گمانها بپرهيزيد ، زيرا بعضى آنها معصيت است ، يكديگر را تجسس نكنيد ، بعض شما بعض ديگر را غيبت نكنيد . [ كارهاى ناشايست يكديگر را در غياب آشكار نسازيد ] . آيا كسى از شماها دوست دارد كه گوشت مردهء برادر خود را بخورد ؟ [ البته نه ] زيرا از خوردن ميته كراهت داريد ، به خدا تقوا بورزيد ، خداوند توبه پذير و مهربان است . )

هامش
( 1 ) سوره الحجرات ، آيهء 12 . .