و برگها و شاخه ها را مىبينم - راست مىگويى ، براى شنيدن اين نغمهء روح افزا و ديدن آن كف زدنها گوش و چشمى لازم است كه با دست خود راه آنها را بستهاى .
هر چه كه رهروان منزلگه الهى به شما مىگويند : بياييد راه چشم و گوش را به شوخى و دروغ در اين جهان كه سراسر آن را يك ناموس جدى به تكاپو وادار كرده است ببنديد ، باشد كه فروغ الهى جانتان به سراغتان بيايد و ديدنىها و شنيدنىهاى واقعى را به شما نشان بدهد ، افسانه مىپنداريد و مشغول قافيه ساختن براى زندگى تصنعى مىگرديد . به شما مىگويند : در اين پهنهء هستى هيچ گفتار جدى بجز گفتگوى در بارهء وجه الله وجود ندارد ، آن را ياوه مىپنداريد آن پيامبر خاتم الانبياء بود كه گوش بازش را خداوند در قرآن مىستايد ، زيرا سرتاسر وجود نازنينش گوش و چشم شده بود ، ما بايستى از ظلمات جهالت و خود پرستى به روشنايى رحمت او رهسپار شويم ، زيرا او است كه مىتواند از شير رحمت الهىاش ما شير خواران هستى را سيراب نمايد . اين سخن كه شروع كردهام پايانى ندارد ، برويم سوى آن چند نفر كه در هندوستان گرسنه راه مىرفتند و مرد دانايى آنها را از خوردن بچه هاى فيل بر حذر مىداشت .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 152
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٢