تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
مادر آن بچه ها در كمين است اگر ببيند : بچه هايش در جاى خود نيستند ، صدها فرسنگ راه هم كه باشد ناله كنان خواهد گشت و خواهيد ديد كه از شدت هيجان غضب ، از خرطوم آن فيل دود و آتش وحشتناكى بلند مىشود ، پس بترسيد از بچه هاى فيل و دست يازيدن به سوى آنها . فرزند عزيز خداوند فرموده است : اولياء الله مانند اطفال عزيز من مىباشند در اين دنياى غريب و بىكس به نظر مىرسند ، اين غريبى و بيكسى واقعى نيست ، بلكه آنان را در بوته ى آزمايش قرار داده‌ام ، آنان تنها و غريب نيستند ، با من مايوسند و من يار آنان و هم دمشان هستم . آنان چنان شايستگى و عظمت پيدا كرده‌اند كه عوامل پاكى و عصمت آنان به خودم مربوط است ، آن چنان به من نزديكند كه گويى اجزاى من مىباشند . به خود بياييد و به آنان با نظر تحقير منگريد ، اين ژنده پوشان كه با من وابستگى دارند ، اگر چه ده ها ميليون نفر هم بوده باشند ، بيش از يك واحد نيستند . اگر اين قافله سالاران بشريت با من ارتباطى نداشتند ، با كدامين نيرو يك چوب خشك در دست موسى عليه السلام مىتوانست فرعون و فرعونيان را زير و زبر نمايد ؟ اگر بمقام شامخ ربوبى وابسته نبودند ، يك نفرين نوح شرق و غرب عالم را غرق طوفان نمىساخت . آرى به جهت تقرب اين راد مردان الهى به يزدان پاك بود كه لوط عليه السلام شهرهاى كفار تبه كار را كه مانند بهشت برين بود زير و رو كرد و مانند رودخانهء سياه و قيرگون شهرشان را روانه ساخت ، هم اكنون وقتى كه به سوى شام مىروى در راه قدس اثر آن ويرانىها را خواهى ديد . خداوند بزرگ در هر قرنى به وسيله اولياء عزيزش تبه كاران را سياستها نموده و به جزاى اعمالشان رسانيده است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 149 | محمد تقي جعفري