( ( 90 ) ) صد هزاران اولياء حق پرست
خود به هر قرنى سياستها بُدست
( ( 91 ) ) گر بگويم اين بيان افزون شود
خود جگر چبود كه خارا خون شود
( ( 92 ) ) خون شود كُه ها و بازان بِفْسُرَد
تو نبينى خون شدن كورى و رد
( ( 93 ) ) طرفه كورى دور بين و تيز چشم
ليك از اشتر نبيند غير پشم
( ( 94 ) ) مو به مو بيند ز صرفهء حرص انس
رقص بىمقصود دارد همچو خرس
مو به مو بيند ز حرص خود بشر
رقص او خالى ز خير و پر ز شر
( ( 96 ) ) رقص و جولان بر سر ميدان كنند
رقص اندر خون خود مردان كنند
( ( 97 ) ) چون رهند از دست خود دستى زنند
چون جهند از نقص خود رقصى كنند
( ( 98 ) ) مطربانشان از درون دف وى مىزنند
بحرها در شورشان كف مىزنند
تو نبينى برگها با شاخها
كفزنان رقصان ز تحريك صبا
( ( 99 ) ) تو نبينى ليك بهر گوششان
برگها بر شاخها شد كفزنان
( ( 100 ) ) تو نبينى برگها را كف زدن
گوش دل بايد نه اين گوش بدن
( ( 101 ) ) گوش سر بر بند از هزل و دروغ
تا ببينى شهر جان را با فروغ
هين دهان بر بند از هزل اى عمو
جز حديث روى او چيزى مگو
( ( 102 ) ) سر كشد گوش محمد در سخن
كش بگويد در نبى حق هو اذن
( ( 103 ) ) سر به سر گوش است و چشم است آن نبى
رحمت او مرضع است و ما صبى
( ( 104 ) ) اين سخن پايان ندارد باز ران
سوى اهل پيل و بر آغاز ران
آيه
« . . . فَأَنْجَيْناكُمْ وَأَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ 2 : 50 . » ( 1 ) ( ما شما [ بنى اسرائيل ] را نجات داديم و در پيش چشمتان فرعونيان را غرق كرديم . )
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 50 . .