تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
[ در اين جا پنج بيت ديگر وجود دارد كه تقريباً تكرار همان مطالب فوق است ] . حرص و ولع افراطگرانه به اين زندگانى پر غرور و فريبا ، آن تيره بختان را از حيات واقعى محروم ساخت . اين طمع چيز عجيبى است ، چنان ديده گان انسانى را نابينا مىكند كه حتى يقين را هم بر آدمى مىپوشاند ، آرى :
[ چشم باز و گوش باز و اين عمى ؟ حيرتم از چشم بندى خدا ]
طمع ، حق روشن را در نظر آدمى باطل و بالعكس باطل را حق مىنمايد . اگر بخواهى گام به آستانهء حق و حقيقت بگذارى ، مانند پاكان اولاد آدم طمع را از خويشتن دور بساز . آن آستان جايگاه بس بلند و بالايى است كه اگر گام به آن بگذارى ، بما فوق غم و شادىهاى زود گذر نائل مىگردى ، ديده گان جان روحانيت روشن و حق بين مىگردد و از ظلمت جانكاه كفر بدرياى نور دين و ايمان وارد مىشوى . پند و اندرز مردان الهى را از جان و دل بشنو ، تا از ترس و هراس نجات پيدا كرده به دار السلام امن و امان گام بگذارى . اكنون داستانى را براى تو مىگويم كه نور جان را در حقيقت از آن داستان دريابى .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 134 | محمد تقي جعفري