تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

[ و كلود مىگويد ] : « همانطور كه چكش و ناقوس پس از آن كه ضربه‌اى مىزند و هوا را مىلرزاند نواى دل كشى مىدهد ، اين كلام پس از آن كه مرا تكان مىداد نواى دل كشى در روحم مىپراكند و آرامش خاطرى به من مىداد و چنان مرا روشن مىساخت كه گويى ستاره‌اى از آسمان فرود آمده است تا مرا روشن سازد يا دست خنياگرى تارهاى دل و جان و تن را موزون ساخته است ، به طورى كه وجود من آلتى بود كه آواز موزون از آن بر مىآيد و ممكن بود كه دست الهى آن را به صدا در آورد . اين لحظات از لحظات خوش زندگى من بود كه پس از مشقات فراوان باعث تسلى خاطرم مىشد . » ( 1 ) [ در سؤال و جواب با كلودهوت ] : « - شما تصور مىكنيد كه خداوند هم مثل انسان است كه در ارادهء خود ثابت نباشد و از استغاثه و زارى ديگران متأثر گردد و ارادهء خود را تغيير دهد ؟ ابداً چنين تصور نمىكنم . اما چنين معتقدم كه خداوند ما را آفريده تا ارادهء او را اجرا كنيم و چون خود او مىدانسته است كه ما در گذرگاه حيات پيوسته محتاج خواهيم بود ، غريزه‌اى در ما نهاده است كه به وسيلهء آن دايماً احتياجات خود را از او تقاضا كنيم و به اين طريق پيوسته در پرستش باشيم و تا دنيا باقى است او را نيايش كنيم . پس چرا در زندگى دست حاجت به سوى كسانى دراز كنيم كه خود نيازمندند و قادر به اداى تقاضاى ما نيستند ؟ در صورتى كه مىتوانيم همه چيز را از آن كس تقاضا كنيم كه صاحب همه چيز است . من مىدانم كه اين مردم مىگويند : مشيت خداوند مانند وجود او نامتغير است و بنا بر اين نمىتوان ارادهء او را به وسيلهء دعا و تقاضا تغيير داد ، اما من مىگويم آن چه ما تقاضا خواهيم كرد خداوند قبلًا پيش بينى كرده و امور را چنان منظم ساخته است كه وقتى دعا مستجاب شد در حقيقت ارادهء او تغيير نپذيرفته ، بلكه قبل از آن كه ما استدعا كنيم او اجابت كرده است .

هامش
( 1 ) سنگتراش سن پوان ، ص 153 - 152 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 81 | محمد تقي جعفري