تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

[ كلود در مقابل كارى كه براى همسايگان خود انجام مىدهد به آنها چنين مىگويد ] : « من شما را در زمان حياتم از پرداختن اجرت معاف مىكنم ، شما پس از مرگ من ، مرا از دعاى خود محروم نسازيد . من خانه‌اى براى زندگى شما ساخته‌ام ، آيا شما خانه‌اى براى ابديت من حفر نخواهيد كرد ؟ ما با يكديگر از اين حرف مىخنديم و آنها انجام اين كار را به من وعده مىدهند . » ( 1 ) [ « دنيز » دختر يتيم ( دختر برادر كلود ) در مقابل دستمزد كار خود چنين مىگفت ] : « آيا محبت شما براى من بهترين دستمزد نيست ؟ آيا چه كسى در اين كوهستان به من پناه مىداد و در حق من مادرى و برادرى مىكرد ؟ آيا جايى كه شما در كنار آتش خود و غذايى كه از ميان سفرهء خود قبل از آن كه من خدمتى بشما بكنم و قابل خدمتگزارى باشم به من داده‌ايد ، بهترين پاداش من نيست ؟ » ( 2 ) [ كلودهوت در توصيف و شرح حال مىگويد ] : « آيا به عقيدهء شما اين نكته موجب تسلى انسان كه وجود ناپايدارى دارد نخواهد بود و او را به فكر نخواهد انداخت كه در مقايسه با اين سنگى كه اثر چكش خود را بر روى آن مىنهد چقدر ناچيز است ؟ زيرا اين سنگ قرنها پس از آن كه گرد استخوان انسانى محو شود ، باقى خواهد بود . اما اين موضوع ثابت مىكند روح انسان كه از همه چيز بزرگتر است و همه چيز را در بر مىگيرد و بيش از همه چيز دوام مىيابد ، يكى از مصنوعات خداى متعال است كه با مصنوعات ديگر كاملًا فرق دارد

هامش
( 1 ) سنگتراش سن پوان ، ص 88 . .
( 2 ) سنگتراش سن پوان ، ص 93 . .