مىكنم ، شادمان مىگردم . روح ضعيف من كه جز در سكوت كامل درك حقيقت نمىكند تحمل غوغاى مردمان را ندارد ، زيرا اين غوغاها خداوند را از من دور مىكند و مرا از مصاحبت او محروم مىسازد . به عقيدهء من خدا كوهستان را بيشتر دوست مىدارد . - دره ها و دشتها را او آفريده است ؟ بلى ، ولى كوه ها به آسمان نزديكتر است . » ( 1 ) [ خطاب به كلودهوت ] : « انسان وقتى در ظلمات و تنهايى به چشمهء حيات مىرسد حتى خود را فراموش مىكند . » ( 2 ) [ به كلود ] : « روح من با تموج پر غوغا و مضطرب زندگى همراه است . پيداست كه هر چيزى موج بزند كف بر مىآورد ، شفاى روح مرا هم كفى كه در اثر زندگى مواج و پر تشويشم پديد آمده بود پوشيده است ، اما همانطور كه اين گودالهاى سنگى در قعر خود از سيلاب تيره چند قطرهء مصفا نگه مىدارند ، من هم اندكى از روح خود را در پس آلودگىهاى آن محفوظ داشتهام تا گوشهاى از آسمان در آن قطرات مصفا منعكس گردد و بتوانم مانند شما تصويرات مواج آن را تماشا كنم . البته من تمام قواى خود را مانند شما صرف محبت و عبادت خداوند نمىكنم ولى او را از دل و جان دوست مىدارم و گاهى تسبيح مىگويمش ، منتهى عبادت من ارزش عبادت شما را ندارد ، زيرا لغاتى به كار مىبرم كه فقط گوش پر كن است ، ولى عبادت شما خدمت به خلق و اعمالى است كه به نوع بشر سود مىرساند . من لايق صحبت شما نيستم مگر از اين جهت كه روانهاى پاك را كه مقام الهى است دوست مىدارم . » ( 3 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 75
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٥
هامش
( 1 ) سنگتراش سن پوان ، ص 76 . .
( 2 ) سنگتراش سن پوان ، ص 77 . .
( 3 ) سنگتراش سن پوان ، ص 78 - 77 . .