تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦

[ كلود در جواب سؤال پاسخ مىدهد ] : « - بر عكس ، اطاعت اوامر الهى براى من لذت بهشت را دارد . - خداوند شما را به چه امر مىكند ؟ : به اين كه تمام آفريدگانش را دوست بداريم تا خود او را كه در صورت مخلوقاتش جلوه گر است دوست داشته باشيم و به خدمتگزارى تمام دنيا بپردازيم تا خدمتگزار خود او باشيم . - اما خدمتگزارى و دوستدارى تمام دنيا از لحاظ خدمتگزارى خالق آن ، غالباً دشوار است ، زيرا اشخاص و اشياء بسيارى هستند كه دوستدارى آنها مشكل است ، وانگهى انسان خدمتگزارى به خويش را بر خدمت گزارى به ديگران ترجيح مىدهد . - بلى در پايين اين كوهستان يعنى در شهرها و دهكده ها غالباً اين حرف را مىزنند و شايد هم صحيح باشد ، ولى اگر حمل به گزافه گويى و خود ستايى نشود خواهم گفت كه هيچ وقت من اين حرفها را نفهميده‌ام . » ( 1 ) [ كلود مىگويد ] : « - گويى خداوند متعال اگر مرا از هوش و ذكاوت و ساير اين قوا بىبهره ساخته ، در عوض لطف خويش را شامل حالم نموده و مرا از ديگران بىنياز و گوشه گير آفريده است ، ولى هرگز در دل كينه و نفرتى نسبت به هيچ يك از هم نوعان خود و ساير موجودات احساس نمىكنم . - مقصود از هم نوعان و موجوداتى كه مىگوييد چيست ؟ - تمام افراد بشر و اشياء و موجودات و حتى درختان و نباتات و كليهء چيزهايى كه با ما از جهت جسم يا روح قرابت دارند و در اين عالم موجوداند هم نوع خود مىشمارم و معتقدم همانطور كه من اين حيوانات را در اين محوطه و اطراف خود گرد آورده‌ام تا در صلح و آرامش و دوستى به سر برند ، خداوند نيز اين موجودات

هامش
( 1 ) سنگتراش سن پوان ، ص 65 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 66 | محمد تقي جعفري