( ( 3355 ) ) چون خرى در گل فتد از گام تيز
دم به دم جنبد براى عزم خيز
( ( 3356 ) ) جاى را هموار نكند بهر باش
داند او كه نيست آن جاى معاش
وقتى كه احساس مىكنيد در گل ماديات پست گرفتار شدهايد در صدد باز كردن جا در آن گل بر نياييد بلكه بكوشيد تا خود را نجات بدهيد
شايد به جرأت بتوان گفت : اكثريت افراد در هر دوره از تاريخ ، به اين بد بختى گرفتاراند كه وقتى احساس مىكنند كه در تنگناى طرق ماده و سيه چال هوسرانىهاى حيوانيت گرفتار شدهاند ، زيركىها و هشيارىها به خرج داده و براى خود در آن سيه چالها جاى بيشترى باز مىكنند ، به اين گمان كه جهان وسيع و فراخى براى خود ايجاد كردهاند .
بىنوايان كور دل هم كه نتوانستهاند در سيه چالهاى زندگى حيوانى براى خود جاى وسيعترى باز كنند ، آن زيركان درنده را قهرمانان بشرى مىنامند ، كتابها براى آنها سياه مىكنند و مجسمه ها مىسازند و نمىدانند كه آن قهرمانان گل و لاى اگر چه به زير خاك رفتهاند ، ولى سايه ها و عكسهاى موافق اصلشان را در دنبال خود در دسترس هشياران قرار دادهاند كه با مطالعهء آن عكسها اصلشان را ارزيابى مىكنند .