تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
اين مسئله از آن اصل كلى ناشى مىشود كه اگر براى يك فرد ترقى و اعتلاى صحيح دست داد ، امكان ندارد كه از آن مقام و الا دست بر دارد و رو به سقوط برود زيرا وصول به اعتلا و كمال عالى بدون دريافت مراحل پايين و ارزيابى و اعراض از آنها به هيچ وجه امكان پذير نيست و اين كه گاهى مىبينيم كيميايى بر مىگردد و مس مىشود ، در حقيقت كيميا نماهايى بوده‌اند كه چند صباحى به خود و ديگران امر را مشتبه ساخته بودند .
( ( 3351 ) ) عيبها از رد پيران عيب شد غيبها از رشك پيران غيب شد

آيا مدار صحت و بطلان امور مردان الهى هستند ؟

اگر بگوييم : مدار صحت و بطلان اشياء ، يعنى اين كه بعضى از اشياء صحيح و بعضى ديگر باطل و معيوب هستند مربوط به تشخيص مردان الهى است ، اين سؤال مطرح مىشود كه علت اين كه يك عده مردان الهى شده‌اند و مدار صحت و بطلان اشياء آنها گشته‌اند چيست ؟ اگر به اين سؤال چنين پاسخ داده شود كه خصوصيتى در آن اشخاص وجود دارد كه مقام مزبور را حيازت نموده‌اند ، دوباره در بارهء آن خصوصيت سؤال مىشود كه آيا آن خصوصيت ذاتى آنها است يا اين كه كسب شده است ؟ مسلماً پاسخ اين سؤال اين است كه خصوصيت مزبور ذاتى نبوده ، بلكه در سايهء تزكيهء نفس و تخلق به اخلاق الله به آن مقام و الا رسيده‌اند . در اين صورت مىگوييم : پس خصوصيت مزبور به جهت تشخيص حق و باطل و صحيح و معيوب بوده است كه مردان الهى حق و صحيح را گرفته و از باطل و معيوب اجتناب نموده و به مراتب عاليه قدم گذاشته‌اند . در نتيجه اين سؤال پيش مىآيد كه آن صحيح و معيوب را كه مردان الهى