تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
( ( 3007 ) ) صدق تو آورد در جستن تو را جستنم آورد در صدقى مرا

گاهى واقع بينى شما را به تكاپو وادار مىكند ، گاه ديگر تكاپو شما را به واقعيت مىرساند

آن همه تشويق و تحريك به طلب و جستجو كه در آيات قرآنى و ساير منابع معتبر اسلامى مشاهده مىشود ، مىتواند دليل قاطع به اين حقيقت باشد كه :
دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بىهوده بِه از خفتگى
نيز :
گر چه رخنه نيست در عالم پديد خيره يوسفوار مىبايد دويد
گويا حكمت عالى جهان آفرينش چنين است كه دويدن و جستجو كردنهاى جدى ، خود با اين كه به عنوان وسيله معرفى شده است - خود جنبهء هدفى نيز دارد . اين مسئله اگر چه ممكن است براى بعضى از اشخاص قابل هضم نباشد ، ولى با اندك دقت مىتوان اين مطلب را به عنوان يك اصل پذيرفت . به توضيح اين كه ما انسانها ، بلكه ساير جانداران ، در عين حال كه روشهاى هدف گيرى شده داريم ، جريان زندگى ما و پديده هاى مربوط به متن آن ، غالباً جنبهء علت و معلول مكانيكى دارد و اين دو جريان به طور مجزا و تفكيك شده نيستند . مثلًا در آن هنگام كه براى تراش يك فلز كار مىكنيم و در آوردن آن فلز را به يك شكل خاص هدف گيرى كرده‌ايم ، مسلم است كه صورت و شكل مطلوب فلز را درك كرده‌ايم و احتياج به داشتن فلزى در آن شكل مفروض دريافته‌ايم ، در نتيجه هدف ما مشخص گشته و براى رسيدن به آن هدف وسايل مربوطه را به دست آورده ، مشغول فعاليت گشته‌ايم . اين يك روش هدف گيرى شده است كه مىتوانيم در هر لحظه از كار مربوط به هدف و چگونگى آن آگاهى داشته ، با آن اختيار كه وارد كار شده‌ايم تا هدف مفروض پيش رفت كنيم .