تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
( ( 2993 ) ) كاذبى با صادقى چون شد روان آن دروغش راستى شد ناگهان ( ( 2994 ) ) اندر ان صحرا كه آن اشتر شتافت اشتر خود نيز آن ديگر بيافت

تكاپو كنيد به مقصد خواهيد رسيد

چه خاصيت شگفت انگيز در كار و كوشش و تقلا نهفته است آن حكمت عاليهء جهان هستى كه ايجاب مىكند : براى حركت كوچكترين و ناچيزترين موجود نتيجه‌اى به وجود آيد ، تا آن جا كه : قطره‌اى كز جويبارى مىرود از پى انجام كارى مىرود همان حكمت عاليه چگونه مىتواند كار و كوشش انسانى را بىخاصيت و بىنتيجه محو و نابود بسازد ؟ نتيجه يا فايدهء كار انسانى در دو قلمرو درونى و برونى بروز مىكند ، اگر چه انجام دهندهء كار آن نتيجه و فايده را در نظر نگرفته باشد . نتيجه درونى كار - مسلم است كه هر حركت و كوششى كه ما در زندگانى انجام مىدهيم مناسب همان حركت و كوشش ، گسترشى در شخصيت ما موجود مىشود ، گويى پيش از انجام آن كار محدوديتى كه از ناحيه نكردن آن كار در شخصيت ما وجود داشت پس از صورت گرفتنش آن محدوديت از بين مىرود . اگر دانستن يك حقيقت صورتى از آن را در ذهن ما منعكس مىسازد ، بجا آوردن كار حقيقتى را در روح ما ايجاد مىكند كه نوعى از مالكيت معنوى به آن حقيقت در خود احساس مىكنيم و به عبارت روشنتر تفاوت دانستن و كردن ، ميان دانستن يك حقيقت با داشتن آن است . شما هر چيزى را كه دارا مىشويد با تمام مشخصات و جزييات مربوط به آن چيز كه مىتواند در حيطهء مالكيت شما در آيد آشنا مىشويد ، در صورتى كه در مرحله
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 368 | محمد تقي جعفري