تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
دانستن فقط صورتى از آن چيز را كه تنها براى عكس بردارى امكان دارد در درون خويش منعكس مىسازيد . اين مسئله را در بحث علم ، معرفت ، عمل مشورحاً بررسى خواهيم كرد . نتيجه برونى كار - هر چه كه از موجوديت انسانى در جهان برونى صورت مىگيرد خواه به طور خود آگاه و يا به طور ناخود آگاه ، مانند يك پيچ يا مهره در كارگاهى قرار مىگيرد كه آن كارگاه با سيستم باز كه دارد ، آن را جزء مؤثر خود مىسازد ، آن گاه آن پديده به جهت ارتباط با ساير اجزاء طبيعت به جريان مىافتد و به قول جلال الدين : « ليك كار از كار خيزد در جهان » ، به طور خيلى فراوان ديده‌ايد كه شما با يك انگيزه حركتى مىكنيد و دنبال فعاليتى مىرويد ، ولى با رويدادهايى مواجه مىشويد كه از نظر لزوم و اهميت با انگيزهء مخصوص اولى قابل مقايسه نيست ، به طورى كه آن انگيزه را به فراموشى مىسپاريد و بقول عاميان مىبينيد كه : بوى داغ كردن خر بود كه شما را تحريك كرده ، اين كه به كباب خوش خوراك رسيده‌ايد ، گاهى بالعكس به بوى كباب رفته‌ايد ناگهان مشاهده مىكنيد كه خر داغ مىكنند . لذا براى مرد خردمند ارتباط اجزاء و رويدادهاى جهان هستى با يكديگر يك هشدار جدى نشان مىدهد كه در حركات و سكناتش خود آگاهانه رفتار نمايد . در بيت مورد تحليل ، جلال الدين مىگويد : آن شخص در آن بيابان كه به طور طفيلى و از روى تقليد در جستجوى شتر بود ، ناگهان متوجه مىشود كه شتر ديگرى وجود دارد كه گمشدهء حقيقى او است ، اين كه متوجهء گمشدهء خود نبوده است ، معلول طمع احمقانهء او در بارهء شتر گمشدهء ديگران بوده است .