تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

چيزى وجود دارد كه عبارت است از رقت و شفقت بىانتهاى روح انسانى ، حمايت ضعفا در برابر اقويا ، سلامت ناشى از رفتار كسانى كه از دست رفته‌اند . » ( 1 ) 19 - « عقل يك چيز مىگفت ، احساسات چيز ديگرى مىگفت ، دو مشاور بر ضد يكديگر بودند . عقل چيزى جز منطق و دليل نيست . احساسات اغلب همان وجدان است . يكى از انسان سرچشمه مىگيرد ، ديگرى از بالاتر و از همين جا است كه احساسات وضوح كمتر ، ولى قدرت بيشتر دارد . » ( 2 ) 20 - « گفت قانون مدون است . يك قاضى برتر و پايينتر از يك انسان است . پايينتر از يك انسان است چون قلب ندارد . برتر از انسان است ، چون شمشير عدالت را به دست دارد . » ( 3 ) 21 - « امكان پرندهء مرموزى است كه هميشه بالاى سر انسان بال و پر مىگشايد بايد او را گرفت ، زنده است و چالاك است . گوون ادامه داد : فكر من اين است : هميشه به پيش . اگر خدا مىخواست انسان عقب نشينى كند يك چشم پشت سر او قرار مىداد . هميشه به جانب شفق ، به جانب ظهور ، به جانب ايجاد و تولد بنگريم . » ( 4 ) 22 - شما كه چيزى به طبيعت نمىافزاييد ، چرا از طبيعت خارج مىشويد ؟ پس اقلًا چون مور از كار و چون زنبور از عسل شاد شويد . به جاى اين كه عقل و ملكه باشيد - زنبور كارگر بمانيد ، اگر چيزى به طبيعت بيفزاييد ناچار بزرگتر از طبيعت خواهيد بود . افزودن نمو دادن است ، نمو دادن بزرگ است ، اجتماع همان طبيعت تصعيد يافته است . من چيزى مىخواهم كه كندوى عسل فاقد آن است ، چيزى مىخواهم كه لانهء زنبور ندارد :

هامش
( 1 ) نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص 456 . .
( 2 ) نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص 457 . .
( 3 ) نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص 477 . .
( 4 ) نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص 488 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 145 | محمد تقي جعفري