تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

7 - « شكل و زمينهء خاك خيلى كارها به انسان مىآموزد . اين شكل بيش از آن كه فكر مىكنند شريك اعمال انسان است . در برابر بعضى مناظر وحشيانه سعى شده است انسان معاف شود و نسبت جنايت به خلقت داده شود . انسان تحريك بىصداى طبيعت را احساس مىكند . بيابان گاهى براى وجدان مضر است ، به خصوص براى وجدان نيم روشن . وجدان ممكن است غول آسا بزرگ باشد . آن چه سقراط و مسيح را درست مىكند ممكن است سخت حقير باشد ، در آن صورت آتره و يهودا را ايجاد مىكند . وجدان كوچك خزندهء چالاكى است . جنگلها در غروب تمشكها ، خارها مردابها در زير شاخ و برگ ، مسير شومى براى رفت و آمد چنين وجدان مىباشد . خزيدن و عبور مرموز ، اعتقادات ناباب ايجاد مىكند . تصورات بصرى انعكاسات توجيه نشده ايجاد مىكند . با وحشت زدگىهاى ناشى از زمان يا مكان انسان را در آن نوع ترس نيم مذهبى و نيم حيوانى مىاندازد كه راه مرگ را روشن مىكند . در دزد سر گيجه ايجاد مىكند . طبيعت معجزه آسا يك معناى مضاعف دارد : انديشه بزرگ را خيره مىكند و روح وحشى را كور مىسازد . » ( 1 ) 8 - « همانطور كه يك مثل و انده‌اى مىگويد : انسان از روى عشق و محبت اطاعت مىكند و اين اطاعت آن نوع اطاعت است كه قهرمان مىسازد ، ولى آدم منظم درست نمىكند . » ( 2 ) 9 - « يك فكر ثابت يا به ديوانگى منجر مىشود يا به قهرمانى . » ( 3 ) 10 - « گذشت در نظر من زيباترين كلمهء زبان بشرى است » ( 4 )

هامش
( 1 ) نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص 253 - 252 . .
( 2 ) نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص 275 . .
( 3 ) نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص 294 . .
( 4 ) نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص 300 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 142 | محمد تقي جعفري