تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

با افكار ناچيزى براى كودك حل شده است . رأى نهايى زندگى فقط بعدها وقتى پروندهء تجارب تكميل شد صادر مىگردد . » ( 1 ) 6 - « اشتباه است اگر تصور رود كه افكار فاقد رنگ است . افكار بر رنگ صورت منعكس مىشوند . چنين قيافه‌اى حاكى از حالت غير عادى درونى ، ناشى از تركيب تضادهاى نيك و بد آن است . » ( 2 ) 7 - « در مردمك ديده گانش نور دقت و باز گشت وجدان برق مىزد . » ( 3 ) 8 - « صحبت با خود از آتش درونى روح انسانى زبانه مىكشد . » ( 4 ) 9 - « ناخدا سلام كرد ، ولى اين پير مرد كه رداى استادان دانشگاه آكسفورد يا گوتينگ را در برداشت متوجه نشد و از جاى تكان نخورد . دريا را با نظر علماى موج شناسى نظاره مىكرد ، ولى گويى مىخواست به ميان غرش آنها دويده و چيزى يادشان دهد ، در عين استادى مشغول تطير بود . بر گردابها فضل فروشى مىكرد . » ( 5 ) 10 - هيچ تنگنايى نيست كه در برابر آن در بحرانىترين لحظات نورى از اميد بر اعماق دل نتابد . » ( 6 ) 11 - « به خود رحم كنيد . مىگويم به زانو در آييد ، مىتوانيد به دعا متوسل شويد . اين گرگها بره شدند ، در ساعات خطرناك چنين تغييرات روحى نادر نيست ، وقتى تاريكى گور چهره مىنمايد براى مرد بىايمان ، ايمان آوردن كار مشكلى است ، ولى بىايمانى امكان ندارد . » ( 7 )

هامش
( 1 ) مردى كه مىخندد ، ويكتور هوگو ، ص 34 . .
( 2 ) مردى كه مىخندد ، ويكتور هوگو ، ص 44 . .
( 3 ) مردى كه مىخندد ، ويكتور هوگو ، ص 45 . .
( 4 ) مردى كه مىخندد ، ويكتور هوگو ، ص 50 . .
( 5 ) مردى كه مىخندد ، ويكتور هوگو ، ص 50 . .
( 6 ) مردى كه مىخندد ، ويكتور هوگو ، ص 83 . .
( 7 ) مردى كه مىخندد ، ويكتور هوگو ، ص 99 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 148 | محمد تقي جعفري