به زوال است ، اين نكته در قلب زنان عميقتر نقش بسته است تا در مغز پادشاهان . » ( 1 ) » بنا بر اين يكى از شرايط زندگى شما همان هواى غليظ خانهاى چوپانى و دره ها است ، بلى ، هوايى براى زندگى مردانى كه در آتش نبوغ مىسوزند لازم است . » ( 2 ) » در او ( آن زن ) همان حركات پوشيده و رهبانى زنانى بود كه عادت دارند با خود مهر بورزند تا بىشك از عشق محروم نمانند . » ( 3 ) » انكار نمىتوان كرد كه كليد همه دانشها علامت استفهام است ، بيشتر اكتشافات بزرگ را مديون كلمهء ( چگونه ؟ ) مىباشيم و خردمندى در زندگى شايد عبارت از اين باشد كه در هر مورد از خود بپرسيم : چرا ؟ گر چه اين دانايى ساختگى پندارهاى خام ما را ويران مىكند . » ( 4 )
منتخباتى از جملات كتاب نود و سه تأليف ويكتور هوگو ترجمه از آقاى منصور زنديه
1 - « لاويرويل احساس كرد كه لازم است از نو با وقار و جدى گردد . پرسيد ناخدا كجا هستيم ؟ ناخدا جواب داد : در دست ارادهء خدا . » ( 5 ) 2 - « همانطور كه خودش گفته بود بيشتر در حال رؤيا بود تا در عالم تفكر ،