« زنها نمىدانم بر اثر كدام تمايل روح خود عادت دارند كه در يك مرد صاحب هنر تنها عيبهاى وى و در يك احمق تنها صفات خوب او را ببينند . آنها براى صفات خوب مردان بىمايه كه چيزى جز ستايش دايم عيبهاى خود آنها نيست تمايل بزرگى نشان مىدهند و حال آن كه يك مرد برجسته آن قدرها لذت به ايشان نمىبخشد كه جبران نواقص او را بكند . قريحه و هنر يك تب گاه گير است و هيچ زنى دوست ندارد كه تنها در زحمات آن شريك باشد ، بلكه همه مىخواهند در دل دادگان خويش دلايلى براى ارضاى خود خواهى شان بيابند ، يعنى باز خودشان را در ما دوست دارند . » ( 1 ) » زنهاى خود فروشى كه زندگىشان به امتحان كردن لباسهاى ابريشم كشمير مىگذرد و نقش جا رختى مد را بازى مىكنند . فدا كارى ندارند ، بلكه خود نيز همان را طلب مىكنند ، و در عشق لذت فرمان دادن را مىبينند نه فرمان بردن را . » ( 2 ) » براى مردان برجسته زنهاى شرقى لازم است كه تنها دغدغه شان بررسى احتياجات آنها باشد ، زيرا بد بختى براى چنين مردان در ناهماهنگى خواسته ها و وسايل ايشان است . » ( 3 ) » مردى كه آيندهء زيبايى را براى خود پيش بينى مىكند ، در زندگى سراسر فقر خود مانند بىگناهى كه به پاى دار مىرود قدم بر مىدارد و به هيچ وجه شرمنده نيست . » ( 4 ) » خطاى مردان برجسته در آن است كه سالهاى جوانى خود را صرف آن مىكنند كه خود را شايستهء توجه نمايند . » ( 5 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 135
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٥
هامش
( 1 ) چرم ساغرى ، ص 140 . .
( 2 ) چرم ساغرى ، ص 141 . .
( 3 ) چرم ساغرى ، ص 141 . .
( 4 ) چرم ساغرى ، ص 143 . .
( 5 ) چرم ساغرى ، ص 144 . . .