تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨

دادن ) را به كار برم . » ( 1 ) » شاه زاده خانم ماريا مىانديشيد : به مكانى مىروم و عبادت مىكنم ، اگر نتوانستم به آن محل انس و علاقه بگيرم و عادت پيدا كنم ، به راه خود ادامه خواهم داد ، تا وقتى پاى من قدرت رفتن دارد پيش مىروم و سپس در گوشه اى مىافتم و مىميرم و سرانجام به آن ساحل جاودانى و آرام مىروم كه در آن جا از غم و اندوه و آه و ناله خبر و اثرى نيست . . . » ( 2 ) » آيا در آن روح كودكانهء حساس كه با اين حرص و ولع تمام متنوعترين تأثرات زندگى را جذب مىكرد و از آن خود مىساخت چه روى مىداد ؟ چگونه تمام اين تأثرات را در روح خود جاى مىداد ؟ اما او بسيار سعادتمند بود . » ( 3 ) » يگانه چيزى را كه دوست داشت تفريح و عياشى و معاشرت با زنان بود و چون به عقيدهء وى در اين ذوقها عملى خالى از شرف و اصالت وجود نداشت و چون نمىتوانست تصور كند كه اقناع اميال او چه عواقبى براى ديگران دارد در گوشهء دل خود خويشتن را مبرا از هر عيب و نقص مىپنداشت و صادقانه مردم پست و پليد را تحقير مىكرد و با وجدان آرام سر بلندى خود را مىستود . » ( 4 ) » آن شب هوا سرد و آسمان تاريك و پر ستاره بر فراز خيابانهاى گل آلودهء نيم تاريك و بامهاى سياه ديده مىشد ، پىير فقط به آسمان مىنگريست و پستى حقارت رنج آور آن چه را كه به زمين تعلق داشت احساس مىكرد و تمام جهان را در مقابل آن نقطهء رفيعى كه روحش در آن جا سير و گردش مىكرد به چيزى نمىگرفت ، هنگام ورود به ميدان ارباتسكى پهنهء وسيعى از آسمان تاريك هر ستاره در برابر چشمش گشوده شد ، تقريباً در وسط اين آسمان ، بر فراز بولوار برچيستنسكى ، ستارهء دنباله دار

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 599 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 603 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 637 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 712 . .