« عالىترين خرد و حقيقت بسان پاكترين ژاله است كه ما مىخواهيم در وجود خود جذب كنيم . آيا من مىتوانم اين مايع پاك را در ظرف ناپاك بريزم و بعد از پاكى آن سخن بگويم ؟ آرى تنها به وسيلهء تطهير و تصفيهء باطن خويش مىتوانيم آن ژالهء جذب شده را تا حدى پاك و مصفا نگه داريم . » ( 1 ) « با چشم جان و دل در وجود باطنى خويش تعمق كن و از خود بپرس كه آيا از خويشتن راضى هستى ؟ آدمى چيست و به راهنمايى عقل تنها به كجا رسيده است ؟ شما جوانيد ، شما ثروتمنديد ، شما تحصيل كردهايد . از تمام نعمتهايى كه به شما اعطا شده است چه استفاده كردهايد ؟ آيا از خود در زندگانى خويش راضى هستيد ؟ » ( 2 ) « هر كس از زندگانى بيزار و متنفر است بايد آن را تغيير دهد و در تزكيه نفس خويش بكوشد و هر چه نفس پاكتر و مصفاتر شود ، به همان اندازه به حكمت و خرد آشنا مىشود . » ( 3 ) « پىير پس از ورود به پطرز بورگ هيچ كس را از ورود خود مطلع نساخت هيچ جا نرفت و از بام تا شام در خانه به سر برد و به مطالعهء ( فوما كامپيس ) كتابى كه نمىدانست چه كسى به او داده است ، پرداخت . پىير هنگام مطالعه اين كتاب فقط و فقط يك مسئله را كه تا كنون درك نكرده بود ، يعنى لذت ايمان و امكان وصول به كمال و به استقرار عشق برادرانه ميان مردم را كه اوسيپ الكسيويچ براى وى مكشوف ساخته بود درك مىكرد . » ( 4 ) « براى آخرين بار به شما مىگويم : تمام توجه خود را معطوف به خويشتن نماييد ، احساسات خود را به زنجير بكشيد و سعادت و آسايش را در دل خود ، نه در
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 71
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧١
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 428 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 428 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 428 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 431 . .