تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠

عظمت او به خوبى آشكار است . . . » ( 1 ) « پىير با چشمان درخشنده به چهرهء ماسون مىنگريست و با طپش قلب به سخنانش گوش مىداد ، سخن او را نمىبريد و از او سؤالى نمىكرد . پىير با جان و دل آن چه را اين مرد بيگانه بوى مىگفت باور مىكرد . معلوم نبود كه آيا پىير به سبب دلايل عقلانى كه در سخنان ماسون وجود داشت گفته هاى وى را باور مىكرد يا چنان كه شيوهء كودكان است بر اثر زير و بم صدا و لحن اطمينان بخش سخنان ماسون و ارتعاش صداى او كه گاهى تقريباً بيانش را قطع مىكرد يا به وسيلهء اين چشمهاى درخشندهء فرتوت كه در راه ايمان و اعتقاد تزلزل ناپذير پير شده بود يا در نتيجهء آن آرامش و پايدارى و ثبات و درك و شناسايى هدف و مقصود خويش كه در سرا پاى وجود ماسون خوانده مىشد و در برابر ضعف و نوميدى پىير با قوت و شگفتى بيشترى جلوه مىنمود ؟ ولى در هر حال پىير با دل و جان اشتياق داشت كه اين سخنان را باور كند و باور مىكرد و آرامش شادى بخش و تجديد حيات باطنى و باز گشت به زندگانى تازه را احساس مىكرد . او ( خدا ) به وسيلهء زندگى درك مىشود نه با عقل . » ( 2 ) « عالىترين خرد تنها به منطق و عقل متكى نيست ، تنها به آن دانشهاى دنيايى . فيزيك ، تاريخ و شيمى و نظاير آن ، كه دانش عقلى به آنها تقسيم مىشود اتكاء ندارد . عالىترين خرد يكى است . عالىترين خرد يك علم دارد - علم كل ، علمى كه تمام دستگاه آفرينش و مقام انسانى را به وسيلهء آن توضيح و تفسير نمايد ، براى آن كه چنين دانشى را در وجود خود به وجود آوريم ، بايد باطن خود را تهذيب و تطهير كنيم و بايد جهت قبل از دانستن بايد ايمان داشت و در راه وصول به كمال كوشا بود . » ( 3 )

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 427 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 427 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 428 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 70 | محمد تقي جعفري