اين كه در آتش بسوزند ، ناراحتى دود را كه عذاب دنيوى است انتخاب نمودند .
رنج و مشقت آن دنيا حدى ندارد ، رنج و شكنجه دنيوى در مقابل آن بسى ناچيز است ، خوشا به حال آن كس كه در اين دنيا مجاهدت مىكند و بر بدن خود شكنجه وارد مىسازد و داد انحرافاتش را مىگيرد و به عبادتها تن در مىدهد تا در نتيجه از رنج و گرفتارى آخرت نجات پيدا كند . من هم بدين جهت مىگفتم : اى خداى من ، رنج كيفر معاصيم را در همين دنياى زود گذر براى من نصيب فرماى باشد كه در آن عالم ابدى از عذاب معاصىام فارغ بوده باشم ، من براى چنين در خواستى اصرار مىكردم . در نتيجهء اين دعا و اصرار حالت بيمارى به من دست داد و رنج بيمارى بىآرامم ساخت ، اكنون از ورد و ذكر باز مانده و از نيك و بد و حتى از خويشتن هم بىخبر گشتهام .
اى پيامبر عزيز اى انسان فرخنده و خجسته حال و مبارك خوى اگر من اكنون روى ترا نمىديدم به كلى خود را مىباختم ، اما تو سرورانه غم خوارم گشتى . پيامبر فرمود : زينهار ، پس از اين ديگر از اين نوع دعاها مكن و تيشه بريشهء خود مزن . تو اى مور ناچيز چه طاقت دارى كه خدا كوه بلندى را بر روى تو بگذارد ؟ بيمار مىگويد : اى پيامبر عزيز اى سرور من هم اكنون توبه مىكنم و پس از اين لاف بردبارى و ساير انواع تحمل و هنر نخواهم زد .
اى پيامبر عزيز اين جهان مانند همان صحراى پهناورى است كه قوم موسى در آن گم گشتند و تو موساى ما هستى ، گناهان ما است كه ما را در آن صحراى گمراه كننده مبتلا ساخته است .
ما بىنوايان سالها به راه رفتن مىپردازيم و در نهايت بر مىگرديم و مىبينيم : در همان منزل اول اسير شدهايم ، همچنان كه قوم موسى عليه السلام راه ها را مىپيمودند در آخر كار مىديدند هنوز گام اول را بر نداشتهاند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 745
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٤٥