( ( 2481 ) ) گفت هى هى اين دعا ديگر مكن
بر مكن تو خويش را از بيخ و بن
به خداوند وظيفه تعيين نكنيد
در بعضى از مضامين احاديث چنين آمده است كه مردم با ايمان در اين زندگانى به مشقتها و شكنجه هايى دچار مىشوند كه باعث تخفيف عذاب اخروى آنان مىگردد .
اما آيا اين مطلب دلالت بر اين دارد كه ما براى تخفيف عذاب اخروى در صدد خواستن بيمارىها و شكنجه ها بر آييم ؟ از نظر اصول و قواعد حكمت الهى اين درخواستها منطقى به نظر نمىرسد ، زيرا اين درخواستها شبيه به نوعى تعيين وظيفه براى خداوند مىباشد .
آن چه كه منطق عقل سليم مىگويد و آيات و احاديث فراوان تأييد مىنمايد موضوع رضايت و تسليم به مشيت الهى است در هر موضوعى كه جلوه نمايد : بيمارى و تندرستى و فقر و تمكن و داشتن معلومات و نداشتن آنها . . . . و غير ذلك تا آن جا كه از حدود امكانات انسانى خارج بوده و مربوط به اختيار او نباشد بايستى مورد تسليم و رضا قرار بگيرد و هر اندازه هم كه بتواند در رفع نقص و كمبود طبيعى و روحى بكوشد .
تفسير ابيات
بيمار در پاسخ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عرض كرد : من از خدا خواسته بودم كه كفارهء گناهانم را در همين زندگانى به من بچشاند ، چنان كه هاروت و ماروت كه داراى استعداد و عقل و ساحرنما بودند ، چاه بابل را براى كيفر خود انتخاب نمودند [ در داستان هاروت و ماروت گفتيم كه مسئلهء معصيت كردن اين دو فرشته مدرك صحيحى ندارد ] .
انتخاب گرفتارى در چاه بابل بسيار خوب و با جا بود ، زيرا - آنان به جاى