تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠

زنده و فريبنده جلوه گر مىشود و پندارها و رؤياهاى مربوط به سعادت آتى در آن سن و سال خوشبختى واقعى را تشكيل مىدهد . بحث ما بيشتر به ما وراى طبيعت مىكشيد . من از دقايقى خوشم مىآمد كه انديشه ها به سرعتى بيشتر ، يكى از پى ديگرى پديد مىآمدند و هر آن موهومتر و كلىتر مىشدند و سرانجام به درجه اى از ابهام مىرسيدند كه زبان از بيان آنها باز مىماند و شخص گمان مىكرد كه واقعاً آن چه را مىانديشيد به زبان مىآورد ، غافل از آن كه چيز ديگرى مىگويد . » ( 1 ) « بديهى است كه تحت تأثير نخليودوف بىاختيار شيوهء زندگى و افكار او را پذيرفتم . ماهيت عقايد وى عبارت بود از پرستش آرمان نيكى و ايمان به اين كه آدمى بايد مدام كاملتر شود و رسالت او جز اين نيست و در آن صورت اصلاح نوع بشر و امحاى همهء عيوب و بد بختىهاى انسانى كارى آسان خواهد بود . تنها خدا مىداند كه اين آرزوهاى پاك روزگار جوانى تا چه اندازه خنده دار بود و چه كسى براى تحقق نيافتن آنها مقصر است ؟ » ( 2 )

منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى

« آناپاولونا در ميان گفتگو از اوضاع سياسى آتشى مزاج شده گفت : امپراطور مهربان و بزرگوار ما بايد بزرگترين نقش را در جهان ايفا نمايد . او به اندازه اى پرهيزكار و شريف است كه خداوند هرگز تنهايش نخواهد گذاشت و سرانجام رسالت تاريخى خود را انجام خواهد داد ، و افعى نه سر انقلاب را كه اينك به صورت وحشتناكترى در وجود اين آدم كش و تبه كار و بىدين خود نمايى مىكند سركوب خواهد كرد . ما بايد اين جهاد دينى را پيش ببريم . » ( 3 )
هامش
( 1 ) همان مأخذ ص 221 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 223 . .
( 3 ) جنگ و صلح ، تولستوى ، ترجمه آقاى كاظم انصارى ، ص 6 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 60 | محمد تقي جعفري