تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

به فساد و تباهى هنر كمك نكرده است . » ( 1 ) « در هر زمان تاريخى مشخص و در هر يك از جوامع بشرى ادراك عالىترى از معناى حيات وجود دارد كه افراد جامعه بدان دست يافته‌اند و اين ادراك عالىتر ، بزرگترين سعادتى را كه جامعه در تكاپوى تحصيل آن است تعيين مىكند . اين ادراك شعور دينى يك عصر و جامعهء معين است . » ( 2 ) « شعور دينى عصر ما از نظر مصداق كلى و عمومى آن ، آگاهى بر اين واقعيت است كه سعادت ما ، يعنى سعادت مادى و معنوى و فردى و عمومى و موقت و دايمى ما در حيات برادرانهء همه انسانها و در اتحاد محبت آميز آنها است . » ( 3 ) « كافى است همهء آن داستانهايى را كه با توصيفات شهوت انگيز ، عشق را تشريح مىكند ، چه آنها كه بسيار لطيفند و هم آنها كه بسيار مستهجناند و ادبيات اجتماع ما آكنده از آنها است ، تمام آن تصاوير و مجسمه هايى كه بدن برهنهء زن را نشان مىدهند و تمام آن زشتىها و پليدىهايى را كه در عكسها و آگهىها آورده مىشود به ياد آوريم ، - كافى است همهء آن اوپراها ، اوپرتها ، تصنيفها و آوازهاى عاشقانهء شهوانى و هرزه اى را كه جهان ما از آنها مشحون است به خاطر آوريم تا بىاختيار به اين فكر افتيم كه هنر موجود ، تنها يك هدف مشخص دارد و آن اشاعهء فسق و هرزگى تا آخرين حد امكان است . » ( 4 ) « شعور دينى عصر ما كه عبارت از شناختن هدف زندگى عمومى و انفرادى در اتحاد انسانها است ، به قدر كافى روشن شده است ، فقط لازم است كه مردم عصر ما ، فرضيهء مجعول ( زيبايى ) را كه بر طبق آن ، ( لذت ) هدف هنر شناخته شده است

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 166 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 217 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 220 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 225 . .