« آناپولونا وحشت زده پىير را نگه داشته گفت : - راستى با موريوى كشيش آشنا هستيد ؟ او آدم بسيار جالبى است . . . - آرى راجع به نقشهء صلح جاويدان او مطالبى شنيدهام ، اين نقشه بسيار جالب ، اما احتمال اجراى آن بسيار اندك است . » ( 1 ) آناپاولونا از كشيش ايتاليايى پرسيد كه چگونه آب و هواى پطرز بورگ را تحمل مىكند . ناگهان چهرهء كشيش تغيير كرد و با قيافه ساختگى و شيرين و اهانت آميزى كه ظاهراً در مكالمه با زنان به خود مىگرفت گفت : عقل و فرهنگ اين اجتماع مخصوصاً اجتماع زنان كه سعادت پذيرفته شدن در آن نصيبم شده به اندازه اى مرا شيفته و مجذوب ساخته است كه هنوز فرصت انديشيدن در بارهء آب و هوا را نداشتهام . » ( 2 ) » شاه زاده واسيلى وقتى از كنار پىير مىگذشت دست او را گرفت و رو به جانب آناپاولونا كرده گفت : اين خرس را براى من تربيت كنيد الان يك ماده است كه در خانه من زندگى مىكند و امشب اولين بار است كه او را در يك اجتماع مىبينم ، هيچ چيز بيش از اجتماع زنان عاقل براى مردان جوان ضرورى و لازم نيست . » ( 3 ) » آناپاولونا مىگفت : راستى عقيدهء شما ( شاه زاده خانم در وبستكايا ) راجع به اين آخرين كمدى تاج گذارى در ميدان چيست ؟ و در باره كمدى جديد مردم لوك و ژن كه مىخواهند تقاضاها و آمال خود را به مسيو بناپارت معروض دارند چه عقيده اى داريد ؟ حالا ديگر مسيو بناپارت روى تخت سلطنت مىنشيند و آمال و آرزوهاى ملل را اجرا مىنمايد راستى كه شايان ستايش است نه ، اين وضع آدم
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 61
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦١
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 12 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 18 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 12 . .