« تمام جهان هنرى اروپا و آمريكا ، از اين افراد كه دچار ديوانگى عشقاند تقليد مىكند . » ( 1 ) « موضوعات بزرگ هنرى ، فقط بدين دليل بزرگ است كه قابل فهم و ادراك همگان است . » ( 2 ) « كار هنر اين است : آن چه را كه ممكن است در قابل استدلال و تعقل ، نامفهوم و دور از دسترس باقى بماند ، مفهوم سازد و در دسترس همهء مردم قرار دهد . معمولًا وقتى انسان تأثرى را كه حقيقتاً ( هنرى ) است مىگيرد ، تصور مىكند اين حالت را قبلًا در خود احساس مىكرده ، اما از بيان آن عاجز بوده است . » ( 3 ) « هنر كه روز بروز از لحاظ مضمون فقيرتر و از نظر شكل نامفهومتر شده است ، در آخرين تجليات خويش خصائص » هنر « را از دست داده است و جاى خود را به ( اشباه هنر ) سپرده است . » ( 4 ) « مرد هنرمند بايد بر سطح رفيعترين جهان بينى عصر خويش جاى داشته باشد و احساس را تجربه كرده باشد و رغبت و اشتياق و فرصت انتقال آن را داشته باشد و نيز در يكى از انواع هنر خداوند استعداد باشد . » ( 5 ) « در جامعهء ما ، سه چيز به توليد آثار هنر تقلبى كمك مىكنند . آن سه اين است 1 - پاداش قابل توجهى كه هنرمندان در ازاء آثار خود مىگيرند و بالنتيجه حرفه اى شدن كار هنرمندان . 2 - نقد هنرى . 3 - مدارس هنرى . » ( 6 ) « هيچ چيز به اندازهء اين حجت و اعتبار كلامى كه ناشى از » نقد هنرى « است
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 56
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٦
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 106 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 139 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 140 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 145 . .
( 5 ) همان مأخذ ، ص 157 . .
( 6 ) همان مأخذ ، ص 162 . .